عشق اهنگین پارت۲
از زبان سیلور♡
رفتم پیشه شدو.
سیلور:شدو دستگاه کنترل اتیش گرفته باید هرچه سریع تر اینجا رو ترک کنیم.
شدو:باشه
شدو:گوش کنید باید هرچه سریع تر اینجا رو ترک کنیم (با صدای بلند)
همه جا رو تخلیه کردیم و رفتیم بیرون.
سیلور:همه حالشون خوبه.
شدو:وایسا سونیک کجاست؟
سیلور:اون نیومد می خواست اتیش رو خواموش کنه.
شدو:اما این اتیش داره شعله ور تر میشه باید یکی بره نجاتش بده.
شدو:من میرم نجاتش بدم.
سیلور:شدو مواذب باش..ا
از زبان سونیک💙
سعی کردم اتیش رو خواموش کنم اما بیشتر شعله ور می شد که یه دفعه سرم گیج رفت و افتادم.
از زبان شدو🖤
رفتم داخل و دنبال سونیک گشتم.
شدو:سونیک!سونیک تو کجایی؟!
همین جوری گشتم تا بالاخره سونیک رو پیدا کردم.
شدو:سونیک حالت خوبه جایت نسوخته؟
سونیک:....نه*سرفه*
شدو:نگران نباش از اینجا نجاتت میدم.
سونیک رو بغل کردم و بلند کردم و سعی کردم برم بیرون و یه راه خروج پیدا کردم رفتم بیرون.
سونیک:...م...ممنون..شدو*سرفه*
شدو:کاری نکردم.
سیلور:سونیک حالت خوبه ؟!
سونیک:نگران نباش حالم خوبه.....*سرفه*
بالاخره اوژانس اومد و سونیک رو بردن و منم همراهش رفتم.
(فلش بک رفتن به بیمارستان)
دکتر:دکتر حالش خوبه؟
دکتر:نگران نباشید حالش خوبه فقط چنتا جای سوختگی داره که اونم خوب میشه.
شدو:خدا رو شکر.
روژ:سلام
اسکوروج:سلام شدو علی
شدو:سلام بچه ها
روژ:ببینم سونیک در چه حالیه؟
شدو:حالش خوبه فقط چنتا ورمه سوختگی داره.
اسکوروج:هی شدو.
شدو:چیه؟
اسکوروج:تو انو دوست داری؟
شدو: اینقدر زره زر نکن معلومه که نه.
اسکوروج:باشه بابا.🙌
دکتر: خوشبختانه فردا می تونه مرخس بشه.
شدو:وایی خدا رو شکر.
ادامه دارد.....
رفتم پیشه شدو.
سیلور:شدو دستگاه کنترل اتیش گرفته باید هرچه سریع تر اینجا رو ترک کنیم.
شدو:باشه
شدو:گوش کنید باید هرچه سریع تر اینجا رو ترک کنیم (با صدای بلند)
همه جا رو تخلیه کردیم و رفتیم بیرون.
سیلور:همه حالشون خوبه.
شدو:وایسا سونیک کجاست؟
سیلور:اون نیومد می خواست اتیش رو خواموش کنه.
شدو:اما این اتیش داره شعله ور تر میشه باید یکی بره نجاتش بده.
شدو:من میرم نجاتش بدم.
سیلور:شدو مواذب باش..ا
از زبان سونیک💙
سعی کردم اتیش رو خواموش کنم اما بیشتر شعله ور می شد که یه دفعه سرم گیج رفت و افتادم.
از زبان شدو🖤
رفتم داخل و دنبال سونیک گشتم.
شدو:سونیک!سونیک تو کجایی؟!
همین جوری گشتم تا بالاخره سونیک رو پیدا کردم.
شدو:سونیک حالت خوبه جایت نسوخته؟
سونیک:....نه*سرفه*
شدو:نگران نباش از اینجا نجاتت میدم.
سونیک رو بغل کردم و بلند کردم و سعی کردم برم بیرون و یه راه خروج پیدا کردم رفتم بیرون.
سونیک:...م...ممنون..شدو*سرفه*
شدو:کاری نکردم.
سیلور:سونیک حالت خوبه ؟!
سونیک:نگران نباش حالم خوبه.....*سرفه*
بالاخره اوژانس اومد و سونیک رو بردن و منم همراهش رفتم.
(فلش بک رفتن به بیمارستان)
دکتر:دکتر حالش خوبه؟
دکتر:نگران نباشید حالش خوبه فقط چنتا جای سوختگی داره که اونم خوب میشه.
شدو:خدا رو شکر.
روژ:سلام
اسکوروج:سلام شدو علی
شدو:سلام بچه ها
روژ:ببینم سونیک در چه حالیه؟
شدو:حالش خوبه فقط چنتا ورمه سوختگی داره.
اسکوروج:هی شدو.
شدو:چیه؟
اسکوروج:تو انو دوست داری؟
شدو: اینقدر زره زر نکن معلومه که نه.
اسکوروج:باشه بابا.🙌
دکتر: خوشبختانه فردا می تونه مرخس بشه.
شدو:وایی خدا رو شکر.
ادامه دارد.....
- ۱۲.۷k
- ۱۰ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط