برادر سختگیر و وحشی من...
p73_f1
تهیونگ: وقتی مردم درد دارن دنبال ارامشن...یا تو یا سیگار...یکیتون باید تا همیشه تو دستم باشید
ا.ت گیج بود چرا نمیتونست باور کنه میدونست که دروغن[دروغ نیستن]
ا.ت: تهیونگ برو بخواب حالت خوب نیس
تهیونگ: میخوام خوب نباشم ولی تو باشی(ا،تو بغل کرد)
ا.ت ویو
آرامش....بالاخره بعد کلی مدت این بغل بهم آرامش داد...ترس نداد ناراحتی نداد خشم نداد...آرامش و گرمای همیشگی رو داد
میترسیدم حرفی بزنم و پشیمون شم...میترسم
تهیونگ: خواهش میکنم باهام بمون
ا.ت: چرا باید بمونم
ته: چون من...دوستت دارم
چی؟گوشای ا.ت درست شنید؟تهیونگ دوستش داره؟یا...مسته؟
یکدفعه تهیونگ تظاخر به مستی رو کنار گذاشت و ا،تو ول کرد
تهیونگ: ا.ت!
ا.ت: ب..برگشتی به خودت؟
تهیونگ: اهوم
ا.ت: میتونی رانندگی کنی بری؟
تهیونگ: فک میکنی میتونم؟(بم)
ا.ت: اگه نمیتونی من رانندگی میکنم
تهیونگ لبخندی زد و موهای ا.ت رو نوازش کرد
تهیونگ: منظورم یچیز دیگس
ا.ت: چی
ته: فکر میکنی میتونم ولت کنم و برم؟تو مال منی(بم)
ا.ت: اینکه هنوز مستع(کلافه)
پکر فیصی ا.ت باعث قهقهه تهیونگ شد که ا.ت با خندش تعجب کرد
تهیونگ گفتم مست نیستم(رگهای خنده)
ا.ت: پس پاشو برو خونت دیگه
ته: باشه میرم ولی تو رو هم با خودم میبرم
ا.ت از حرص سرشو به شونه تهیونگ زد
ا.ت: به...خودت...بیااااا(...=ظربه به شونه ته)
تهیونگ دیگه خسته شده بود با بالا آمدن سر ا.ت گرفتش و لباشو بوسیدم
ته: میگم مست نیستممم
ا.ت: گفتم منو نبوس
تهیونگ: نوچ نمیشه نمیتونم
ا.ت: پوففف از خونه من گمشو بیرون(ناله)
تهیونگ: بی جنبه...برم واقعا؟دوست نداری بمونم؟(لبخند دیوونه)
ا.ت: اره برو
تهیونگ: میدونم دلت نمیخواد برم
ا.ت: خیلیم دلم میخواد...دلم میخواد دو روز نبینمت نفسس بکشممممم
تهیونگ: پس من مستم نمیتونم رانندگی کنم
تهیونگ با تموم شدن حرفش ادای مستا رو در اورد...از کی با دخترش شوخی نکرده بود حالش خوب نبود ولی الان برگشته بود به حالت اول
ا.ت: تو غلط میکنی مست باشی(نیشگون کند)
تهیونگ: وحشی درد میگیره
ا.ت: درک پاشو برو
تهیونگ: چرا اینقدر دوست داری من برم؟
ا.ت: چون از دستت راحت میشم
تهیونگ دوباره لبای ا،تو بوسید
ا.ت: تهیون...(دوباره بوسید)نزار بزنم...(دوباره بوسید)کیم تهیون....
اینبار قبل از اینکه تهیونگ ببوسش جلو دهنشو گرفت و با چشم غره بهش نگاه کرد
تهیونگ: برا من چشم بشقابی نیا توله تو مال منی
ا.ت: تهیونگ الان اصلا حوصله لاس زدناتو ندارم پاشو برو در خونت بزار من کپه مرگمو بزارم
تهیونگ خنده ای به این حالت ا.ت زد نمیدونست بگه کیوت بگه کلافه بامزه بگه...فقط میتونست بگه توله
تهیونگ: توله من غلط کنم با تو لاس بزنم آخه
ا.ت: خو پس برو در خونت دیگه
تهیونگ موهاشو بهم ریخت
ته: که دیگه موهامو دوست نداری
ا.ت: من کی گفتم موهاتو دوست دارم!
تهیونگ: وقتی مردم درد دارن دنبال ارامشن...یا تو یا سیگار...یکیتون باید تا همیشه تو دستم باشید
ا.ت گیج بود چرا نمیتونست باور کنه میدونست که دروغن[دروغ نیستن]
ا.ت: تهیونگ برو بخواب حالت خوب نیس
تهیونگ: میخوام خوب نباشم ولی تو باشی(ا،تو بغل کرد)
ا.ت ویو
آرامش....بالاخره بعد کلی مدت این بغل بهم آرامش داد...ترس نداد ناراحتی نداد خشم نداد...آرامش و گرمای همیشگی رو داد
میترسیدم حرفی بزنم و پشیمون شم...میترسم
تهیونگ: خواهش میکنم باهام بمون
ا.ت: چرا باید بمونم
ته: چون من...دوستت دارم
چی؟گوشای ا.ت درست شنید؟تهیونگ دوستش داره؟یا...مسته؟
یکدفعه تهیونگ تظاخر به مستی رو کنار گذاشت و ا،تو ول کرد
تهیونگ: ا.ت!
ا.ت: ب..برگشتی به خودت؟
تهیونگ: اهوم
ا.ت: میتونی رانندگی کنی بری؟
تهیونگ: فک میکنی میتونم؟(بم)
ا.ت: اگه نمیتونی من رانندگی میکنم
تهیونگ لبخندی زد و موهای ا.ت رو نوازش کرد
تهیونگ: منظورم یچیز دیگس
ا.ت: چی
ته: فکر میکنی میتونم ولت کنم و برم؟تو مال منی(بم)
ا.ت: اینکه هنوز مستع(کلافه)
پکر فیصی ا.ت باعث قهقهه تهیونگ شد که ا.ت با خندش تعجب کرد
تهیونگ گفتم مست نیستم(رگهای خنده)
ا.ت: پس پاشو برو خونت دیگه
ته: باشه میرم ولی تو رو هم با خودم میبرم
ا.ت از حرص سرشو به شونه تهیونگ زد
ا.ت: به...خودت...بیااااا(...=ظربه به شونه ته)
تهیونگ دیگه خسته شده بود با بالا آمدن سر ا.ت گرفتش و لباشو بوسیدم
ته: میگم مست نیستممم
ا.ت: گفتم منو نبوس
تهیونگ: نوچ نمیشه نمیتونم
ا.ت: پوففف از خونه من گمشو بیرون(ناله)
تهیونگ: بی جنبه...برم واقعا؟دوست نداری بمونم؟(لبخند دیوونه)
ا.ت: اره برو
تهیونگ: میدونم دلت نمیخواد برم
ا.ت: خیلیم دلم میخواد...دلم میخواد دو روز نبینمت نفسس بکشممممم
تهیونگ: پس من مستم نمیتونم رانندگی کنم
تهیونگ با تموم شدن حرفش ادای مستا رو در اورد...از کی با دخترش شوخی نکرده بود حالش خوب نبود ولی الان برگشته بود به حالت اول
ا.ت: تو غلط میکنی مست باشی(نیشگون کند)
تهیونگ: وحشی درد میگیره
ا.ت: درک پاشو برو
تهیونگ: چرا اینقدر دوست داری من برم؟
ا.ت: چون از دستت راحت میشم
تهیونگ دوباره لبای ا،تو بوسید
ا.ت: تهیون...(دوباره بوسید)نزار بزنم...(دوباره بوسید)کیم تهیون....
اینبار قبل از اینکه تهیونگ ببوسش جلو دهنشو گرفت و با چشم غره بهش نگاه کرد
تهیونگ: برا من چشم بشقابی نیا توله تو مال منی
ا.ت: تهیونگ الان اصلا حوصله لاس زدناتو ندارم پاشو برو در خونت بزار من کپه مرگمو بزارم
تهیونگ خنده ای به این حالت ا.ت زد نمیدونست بگه کیوت بگه کلافه بامزه بگه...فقط میتونست بگه توله
تهیونگ: توله من غلط کنم با تو لاس بزنم آخه
ا.ت: خو پس برو در خونت دیگه
تهیونگ موهاشو بهم ریخت
ته: که دیگه موهامو دوست نداری
ا.ت: من کی گفتم موهاتو دوست دارم!
- ۳.۲k
- ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط