فیکشن Deadly duel پارت 20

Name:Deadly duel
Genres:crimi_dram_polici_smut
Couple:yoonmin
writer:kim miha

part 20

-مرده بود!؟
(ادامه فلش بک)

خون!
خون!
خون!
این کلمه با رنگ قرمز توی ذهنش پررنگ شد و باعث شد پسرک با ترس به عقب قدم برداره و دستش رو از شوک روی دهنش بزاره.
پاهاش سمت در رفت و خواست بیرون بره ولی یک چیزی بین وجدان و قلبش این اجازه رو بهش نداد و دوباره سمت پسر برگشت.
با دست هایی لرزون که سعی در پنهون کردنشون داشت طناب های دستش رو باز کرد و به طرفی انداختشون،دست هاشو دو طرف کت پسر برد و از تنش در اورد،وقتی هیچ زخمی ندید نفس عمیقی کشید و با کلافگی دست هاش رو که کمی خونی شده بودند رو توی موهاش فرو برد.
خجالتش باعث میشد که نخواد شلوار پسر رو از پاش در بیاره ولی چاره ی دیگه ای نداشت پس به ناچار دست هاش رو سمت کمربند پسر برد و بازش کرد.
چشماش رو بست و خیلی سریع شلوار رو پایین کشید.
سرش کمی پایین اورد و به پاهای کشیده اش نگاه کرد وقتی دوباره نتونست زخمی ببینه داد بلندی کشید و بی اهمیت به خون های روی زمین کنار پسر نشست.
ذهنش اروم و قرار نداشت و گیج بود که این مهمونی واقعا برای چیه!؟............


خب قول دادم تو این پارت ناشناسارو جواب بدم:)........


بایست توی اکسو بی تی اس؟
جی هوپ،بکهیون

رل داری😐؟
نه😐

میشه ادمین دوم پیجت شم فیک بنویسیم؟🥺🥺🥺🥺🥺
شرمنده تنهایی کار کردنو ترجیح میدم🖤

میشه سناریو غمگین از شوگا بزاری؟
حتما

میشه یه داستان دختر پسری هم بنویسی
کامل نه ولی کاپل فرعی یکی از فیکام میکنم

نویسندگی اموزشم میدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یس:)

پروفایلاتو از کجا دانلود میکنی؟
بیشتر خودم ادیت میزنم ولی اگرم ادیت نزنم از پینترست دانلود میکنم

های بیبی👋 فیک و سناریو هات خیلی عالین...من یه درخواست داشتم...لطفا یه سناریوی خفن از کوک برام بنویس...ممنون...لاو یو💜
های بیبی حتما میزارم لاو یو تو🖤

پیج bts_army_louve از بیوت اسکی رفته😐💔💔💔💔💔💔💔
میدونم😐💔

یک:فیک خشن و بی دی اس ام با کاپل کوکوی من تازه پیجت رو دیدم و خیلی ازش خوشم اومد 🌚🤞🏻 لطفا اگ شد این مورد رو بزار 🌝🖤 مورد رو درس نوشتم ؟ 😂😐
تو فکرش بودم بعد این فیک میزارم تنکص بل بل کاملا درست😐😂🖤

پیجت عالیه😍
مرسی سوییتی😍🖤
دیدگاه ها (۲۷)

dark life = 40

پارت ۴#تو راز شب های منیروز بعد، سوآ و جی‌هون توی کلاس منتظر...

گل خونی پارت 43(خطر اسمات)تهیونگ شروع کرد به بوسیدن جونگکوک ...

the missing link part¹³همون موقع گوشی ووجین زنگ خوردعصبی با ...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : چهارم » ( بریم سراغ تهکوک که چجوری آ...

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

سناریو هنتای : وسوسه ی دارچینی

پارت سوم---**پارت سوم: بازی با آتش**لیها با تمامِ توانش تکون...

واکس حتی به الستور نگاه هم نکرد. مستقیم رفت سمت لوسیفر. لوسی...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط