دیشب خواب این آقا پسر رو ۴ بار دیدم😭💔

دیشب خواب این آقا پسر رو ۴ بار دیدم😭💔


چیز-
وای من تو مدرسه کلا به رقاص بندری معروفم😹
بعد آهنگ گذاشته بودن تو تالار(چون تو حیاط مدرسه ی ما یه در قدیمی هست که پله میخوره میره پایین یه تالار مال عهد بوق اونجاست😍)
بعد آهنگ که گذاشتن من جلو معاون پرورشی نمیتونستم برقصم چون میگه توح کاندیدح شوراح هستیح دخترمح😧🫵🏻
آره دیگه همینطوری نشسته بودم که یهو معلم فارسیمون گفت آیلین بیا وسط😝☹️💔
منم ریده بودم از خجالت ولی رفتم جلو همه معلما بندری رقصیدیم با رفیقم😹☝🏻
آره دیگه یه عالمه کش مو خریده بودن گفتن بهتون تو کلاس میدیم ولی ندادن اما من برداشتم😝
خیلی هم خوش گذشت چون من مفت خور بودم هیچی خوراکی نیاورده بودم و خوراکی همه رو خوردم🤓😨
وای راستی من چون از خجالت شاشیده بودم تو خودم نرفتم شعر بخونم☹️🎀
شماهم بگین چهارشنبه چه درامایی تو تیمارستان داشتین😹🫵🏻
دیدگاه ها (۰)

part 4

پری کوچولوی منپارت ۸ویو روز عقدته: توی محضر بودیم کوک دستمو ...

پارت 44╭─ 🎀🦋 𝑽𝒊𝒆𝒘 𝑯𝒚𝒖𝒏 𝑾𝒐𝒐 🦋🎀 ─╮دایی: آهان... فهمیدم! 😏آت: چ...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

مربی موتور سوار

زمرد های صورتی پارت ¹⁴فردا صبح °^صبح که شد آنیا بیدار شد و د...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۰ *رضا*گفتم : بانو لطفا بشینید از...

پارت...؟عشق ابدیهمه خوابیدنوفردا صبحشدو: از خواب بلند شدم اس...

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

ات ویو نمی‌دونم چرا اشکام بند نمیاد... من سیزده ساله که با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط