یادته؟!

یادته؟!
اون شبی رو‌میگم که فک میکردی رسیدی به تهِش همون شبی که تا خودِ صبح اشک ریختی..
اون شب گذشت و بازم یه زندگیت ادامه دادی، بازم اشتباه کردی، بازم با موقعیت های سخت تر رو به رو شدی ولی هر بار قوی تر از قبل بودی..!
میخوام بگم هر سختی هر چقدرم سخت و تلخ باشه، هر چقدرم ترسناک باشه بالاخره میگذره و تو از پسش برمیایی!
فقط خواستم بهت یادآوری کنم که
« باز میشه این دَر ‌
صبح میشه این شب صبر کن..! ‌»🍃
‌
دیدگاه ها (۱۷۲)

ساعت دو و نیم شب بود بشت میز مطالعه نشسته بودی بدون هیچ کاری...

وقتی گرگینه بود📎(درخواستی)پارت ۳به سمتون قدم برمیداشت....اوم...

چند پارتی جونگ‌کوک وقتی هردوتون ایدل بودید...(دو شب بعد)‌آید...

#pain#P¹⁰⁴#Season²_ چطور ممکنه؟.... درسته که پدرم ممکنه آدم ...

فیک تهیونگ

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.9از عمارت زد بیرون....کوک از صبح ر...

Chapter 12"*frozen*_ پرنسس پاشو دیگه الانه که از نبودت بزنم ...

جین از اون آدم هاست که برای توصیفش نمی شه فقط گفت 《خوش تیپ 》...

وقتی اومد، گفت: «من با همه فرق دارم. پناهت میشم، تکیه‌گاهت م...

https://wisgoon.com/kookjkooo‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌بودن تو برای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط