{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بغضی که مانده در دل من وا نمی‌شود

بغضی که مانده در دل من وا نمی‌شود
حتی برای گریه مهیا نمی‌شود
بعد از تو جز صراحت این درد آشنا
چیزی نصیب این من تنها نمی‌شود
آدم بهانه بود برای هبوط عشق
اینجا کسی برا تو حوا نمی‌شود
دارم به انتهای خودم می‌رسم ببین
شوری شبیه باد تو برپا نمی‌شود
از من مخواه تا غزلی دست و پا کنم
احساس من درون غزل جا نمی‌شود
دیدگاه ها (۱)

وقتی لب تو خنده زد

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

p8

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.59(روایت از زبان جونگ‌ک...

حماسی

فاصله یک لبخند تا جنون

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت بیست‌ونهم 𓆪 🖤🥀اسما هنوز به تصویر خیره بود.ـ ...

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

رمان هفتمین سایه

پارت: 13 (بخش1) **زاویه دید: زین**صدای برخوردِ کارد و چنگالِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط