شب سردی است و من افسرده

شب سردی است و من افسرده
راه دوری است و پایی خسته
تیرگی هست و چراغی مرده
می کنم تنها از جاده عبور
دور ماندند ز من آدمها
سایه ای از سر دیوار گذشت
غمی افزود مرا بر غم ها
فکر تاریکی و این ویرانی
بی خبر آمد تا به دل من
قصه ها ساز کند پنهانی
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر سحر نزدیک است
هر دم این بانگ برآرم از دل
وای این شب چه قدر تاریک است...!
دیدگاه ها (۱)

༒ 𝘽𝙡𝙤𝙤𝙙𝙮 𝙑𝙖𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚 ༒ __ ___ part 2باران هنوز بی‌امان می...

🥀 نیمه تاریک ماه پارت سوم : اعترافی در حضور امپراتوریسکوت س...

شب سردی است و من افسردهراه دوری ست و پایی خستهتیرگی هست و چر...

"پاییزی تلخ"🍂🍂شب سردی است ، و من افسردهراه دوری است ، و پایی...

شب سردی است و من افسرده.راه دوری است و پایی خسته.تیرگی هست و...

شب سردی است و من افسرده راه دوری است و پایی خسته تیرگی هست و...

شب سردیست ومن افسرده. راه دوریستو پایی خسته. تیرگی هست و چرا...

شب سردى است و من افسردهراه دورى است و پايى خستهتيرگى هست و چ...

شب سردی است و من افسردهراه دوری است و پایی خستهتیرگی هست و چ...

#پکیج_هنری_۳شب سردی است و من افسرده.راه دوری است و پایی خسته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط