فیک من عاشقتم... تهیونگ وا. ت

🥺🥺🫂🫀The thirteenth part

تهیونگ: خب عزیزم .. رسیدیم خونه پیاده برو لباستو دربیار تامنم بیام باشه؟؟

ا. ت: چشم عزیزم... حتما

تهیونگ: آفرین👏🏻👏🏻👏🏻


ا. ت: تهیونگ.. امدی عزیزم

تهیونگ: آره دراز بکش...

ا. ت: وایسا اول یه خبر خوشو بهت بدم آماده

تهیونگ: آره.. بگو🥺🥺🥺🥺


ا. ت: داری بابا میشی... چون صبح وقتی خواستم برم دست وصورتمو بشورم حالت تهوع بهم دست داد😊🙂

تهیونگ: ا. ت دارم بال در میارم ولش دراز نکش پاشو بریم پایین به داداشام خبر بدم که فردا جشن داریم به مناسبت بچه دار شدنمون
پاشو بیابریم

ا. ت: باشه.. باشه حتما الان میام


تهیونگ: بدو بدو عزیزم

ا. ت: باشع دیگه امدم

تهیونگ: آفرین

ا. ت: خیلی خب بیا بشینیم روی مبل عزیزم

تهیونگ: باشه.. بیا

ا. ت: خیلی خوشحالی که داری بابا میشی نه؟؟؟

تهیونگ: آره این بهترین خبری بود که بهم دادی... راستی یک چیزی اینا دوقلوین؟؟ 🥰🥰😉😉

ا. ت: آره نگران نباش

تهیونگ: باشه.. الان که گفتی خاطرم بیشتر جمع شد ممنونم ازت واقعا ♥♥♥💗💗🫀🫀🫂🫂

ا. ت: خواهش می کنم ایندیگه خواسته ی خودت بود

تهیونگ: دوست دارم

ا. ت: عاشقتم.... وجات همیشه توی قلبمه

تهیونگ: همچنین عزیزم

ا. ت: مرسی همسرم

تهیونگ: توهم مرسی خانومم



♥♥😉🥰😊🙂The end of the thirteenth part


اگه دوست داشتین لایک کنین ♥♥♥❤❤
دیدگاه ها (۱۹)

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

My Boy❄

اورلورا

Forbidden love①①شب توی خوابگاه دراز کشیده بودم و داشتم از خس...

سیلام 🎀 بریم برای پارت گذاری؟فایتینگ (تابع قوانین ویسگون)رما...

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

تکپارتی جونگ کوک

💜 پارت دوم | حسادتموسیقی هنوز بلند بود و جمعشان دور همان میز...

سناریو مایکی پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط