{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیست هزار آرزو بود مرا پیش از این در هوسش خود نماند هیچ ا

بیست هزار آرزو بود مرا پیش از این در هوسش خود نماند هیچ امانی مرا

ای که به هنگام درد راحت جانی مرا وی که به تلخی فقر گنج روانی مرا

سجده کنم من ز جان روی نهم من به خاک گویم از این‌ها همه عشق فلانی مرا
دیدگاه ها (۱)

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

شعری که امام خامنه ای چند روز قبل از شهادتش نوشت🎙توضیحات آیت...

⏳ ظهور نزدیک است...📌 وعده‌ی خدا نزدیک تر از چیزی است که فکر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط