{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودکی سمتم آمد و گفت:

کودکی سمتم آمد و گفت:
آقا آقا چسب زخم نمیخواین ؟ ارزون میفروشما ... .
لبخندزدم و گفتم
تمام چسب زخمهایت را هم بخرم نه زخمهای من خوب میشود نه زخمهای تو ... .

کودک نگاهم کرد و گفت :
پول نداری گوه فلسفی نخور ... !
دیدگاه ها (۱۶)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_13وارد آشپزخانه شدم..میخواست...

ادامه سناریو اگه براشون روز مرد کادو بخریم : ران : ات : رااا...

`` قشنگ تربن اشتباه ``chapter : ²part : ³دیگر چیزی نگفت.بی‌ه...

.......//برده ی زیبا//.......

خب خب بریم سناریو از کوکو جان زمان بونتن عکس دومی ات عکس سوم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط