فقط بخونش>>>
فقط بخونش>>>
تنه دختر داغ بود!
درد داشت ؛
اما توی دلش آرامش بود ،،،
آرامش اینکه با عشقش خوابیده ! ! !
پسرنفس نفس زنان کنار دختره دراز کشیده بود . .
دختر پیشونیه پسر رو بوسید ،
و دست لرزونشو به میله تخت گرفت و لبه تخت نشست ! ! !
دختر درد داشت؛
اما حس خوبی توی دلش بود . . .
دردش روی لباش ، به لبخند تبدیل میشد
دستشو دراز کرد که از روی زمین لباساشو برداره و بپوشه ،،،
که یک دفعه دست پسر رو روی شونش حس کرد . . .
دختر فقط ی جمله شنید ! ! !
کجا لاشی ؟! لباساتو نپوش ،،، رفیقمم هست
£ ¤←پس مردباش نه حیوووون →¤£
تنه دختر داغ بود!
درد داشت ؛
اما توی دلش آرامش بود ،،،
آرامش اینکه با عشقش خوابیده ! ! !
پسرنفس نفس زنان کنار دختره دراز کشیده بود . .
دختر پیشونیه پسر رو بوسید ،
و دست لرزونشو به میله تخت گرفت و لبه تخت نشست ! ! !
دختر درد داشت؛
اما حس خوبی توی دلش بود . . .
دردش روی لباش ، به لبخند تبدیل میشد
دستشو دراز کرد که از روی زمین لباساشو برداره و بپوشه ،،،
که یک دفعه دست پسر رو روی شونش حس کرد . . .
دختر فقط ی جمله شنید ! ! !
کجا لاشی ؟! لباساتو نپوش ،،، رفیقمم هست
£ ¤←پس مردباش نه حیوووون →¤£
- ۵.۲k
- ۱۸ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط