عشق پرحاشیه.9

پارت9




/بچه ها یه توضیح بدم
انو یکی پارت گفتم ارشام اون ارشام نبوده اسمش علیرضا بوده عکسو میزارم براتون/

متین. دیانا بگو دیه
دیا. اممم همون علی رضا
محراب. بیشور منو انتخاب نکرد این همه ابهت و جذابییت
دیا. گمشو اون از تو بهتره/دان بام شوخی میکنن/



ارسلان

وقتی دیانا گفت علی رضا یجوری شدم بعد ادامه بازیو کریم

---------------------------
محراب. بچه ها بیاین فیلم ببینیم
رضا. خوب چی ببینیم
محراب. ترسناک
اتوسا. نه
ارسی. میترسی/شیطانی/
دیا. نهخیر نمیترسه دوص ندارها
ارسی. نیومده چفد پشت همو میگیرن
اتوسا. میصی ابجیم گشنگم
دیا. خاش میکنم
ما اینیم دیه
محراب . اقا بیاین ببینیم دیه
-----------------



دیانا. فیلمو دیدیم من نترسیدم
اما اتوسا هروقت میترسید میپرید بغلم
رفتیم بخوابیم
دخترا تو یه اتاق بودن و
پسرا هم تو یه اتاق
رفتیم تو اتاق نشستیم و حرف زدیم که
پانیذ پرسید که .....

پانیذ. دیانا جریان این
علی رضا رو برامون تعریف
میکنی کاملشو
دیا. من وقتی 16 سالم بود عاشق یه پسره شدم که بعدن میگم
اون کیه من بود بعدش من
نتونستم بهش بگم و الان شده بهترین رفیقم
والان دیه بهش حسی جز رفاقت بهش ندارم
رومینا. وای چه گشنگ و جالب
اتوسا. اهم


ارسلان



میخواستم برم به دیانا بگم که......
دیدگاه ها (۳۳)

سلام...چطورین؟...بنده...تعریفی ندارم😐بخاطر پای چلاقم رفتم دو...

p2☆فاجعه ای به نام ما☆ویو لونارفتم که اماده بشم اون دوتا اسک...

Novel panleo ♡ #part⁶³ ♡『 leoreza 』نگاه عاجزانه اش رو بهم دو...

رمان عشق ممنوع

روباه کوچولوی من پارت سه 😕꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚>> داخل اتاق@ویو چ...

Cruel Love.پارت ۳ویو آنجلینا :. صبح زود بیدار شدم و خوابم نم...

این پایین رو ببین🤭🎀عروسک من😈🔞پارت بیست دو از ماشین پیاده شدم...

پارت ۲: دیدارِ غیرمنتظرهسریع دویدیم سمتِ سالن پرواز، نفسم دا...

مهمونی خطرناک پارت = 14 چند دقیقه بعد:همینطور که داشتیم بحث ...

زمرد های صورتی پارت ¹²دامیان اومد بالا و اونا رو تو اون وضعی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط