شبهای سرد زمستون

شبهای سرد زمستون
وقتی نه برف میادو نه بارون
وقتی که تنها و غریبی
میون این همه مدعی با دل خون
در انتظار توجهی از سوی ایشون
نگاه کن ببین افتاده ای میبینی
بگیری دستشو بشی عزیز جون
کمی انارو کمی پسته و فندق
بریز تو دامن اون دختر شده گریون
نگاه کن به اون پیره مرد افتاده
کمی توجه و کمی احترام روز افزون
خیال نکن همیشه جوون میمونی
گذر عمر مطمئنا میکندت حیرون.
برو ببوس دست مادرت عباس
واست همین میمونه ای نادوون
یلداتون مبارک
تقدیم به همه اونایی که مادر واسشون خط قرمزه.
#مادر
#یلدا
#شعروشاعری
دیدگاه ها (۱۲)

اسم:نیمه شب پارت:۱

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷⓿وقتی انسان آموخت که چگونه با رنج هایشتنها بماند...

High potential

پارت پنجمروز عروسی همه اومده بودناز کارکنای شرکت تهیونگ بگیر...

از میان زباله ها پارت ۱۹گیتی سرشو با دلخوری تکون داد:مادر می...

پارت چهارم اشتباه بزرگ من : یونگی باور نمی‌کرد که این اتفاق ...

#21جیمین:"ه....ها‌...ن....نا"#Hana هنوز توی شوک بودم و ناخود...

ازدواج اجباری

«این در لعنتی رو باز کنید!!»÷این عادیه...باباتم وقتی به دنیا...

داستانتک قسمتی بســــیار زیبـــــاو عـاشقانـــــه ❤ ❤ 💔 💋...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط