بی طرف
PART: ۶
چند پارتی
ویو جیمین
وقتی که رفت انگار یه سطل آب یخ روم ریختن بدون اراده اروم ا اشک می ریختم بلخره از شوک بیرون امدم اشکان رو پاک کردم تا پسرا نفهمن
جیمین: بسیار خب لین ا.ت من تسلیم نمیشم تو رو مانه خودم میکنم
رفتم داخل کلاس مثل همیشه سر جاش نشسته بود فکر کردم بهتره تنها باشه پس رفتم کنار ته نشستم
کوک و یونگی جلویه ما بودن و جلوی اونا کای نشسته بود با جیهوپ با هم دوست بودن پشت من و ته نامجون و جین بودن
ته: پسر تو خوبی؟
تک خنده ای زدم
جیمین: معلومه
کوک و یونگی برگشتن سمت ما
کوک: دِه بگو چی شد گفتی؟
جیمین: نه کوک الان نه
کوک: ولی....
استاد امد بلند شدیم
سر کلاس تمام حواسم به ا.ت بود نور آفتاب به موهاش می خورد و اون چشما و موهاش رو درخشان تر میکرد
یهو استاد کوک رو صدا کرد
استاد: جناب جئون شما بیاین این مسئله رو حل کنین
من که می دونستم کوک چیزی بلد نیست
ته: کوک اَشهدت رو بخون( پوزخند و اروم)
کوک زیر لب گفت
کوک: خودت رو مرده بدون
یه لگد به یونگی زدم تا اون به جای کوک بره
یونگی زیر لب قورید
یونگی: ببین من باید تو رو جمع کنم
اعضا: نیشخند
یونگی دستش رو بالا برد
یونگی: استاد من تویه این مشکل دارم میشه من بیام
استاد: حتما جناب مین
وقتی یونگی داشت میرفت کوک گفت
کوک: یکی تلَبت
یونگی: خفه( اروم)
اعضا: نیشخند
یونگی رفت و به درستی اون رو حل کرد و امد
زنگ خورد کلاس تمام شد
همه رفته بودن ا.ت بود و من و اعضا
داشتم وسایلم رو جمع می کردم که یهو یه مرده با داد وارد کلاس شد
مرده: ااااااااااااا.تتتتتتت( عربده )
ا.ت به خودش لرزید
این کی بود که جرعت کرده بود سره ا.ت داد بزنه؟
ته: این دیگه کیه؟( اروم)
یونگی: به ما چه( اروم)
جیمین: خفه( اروم )
ا.ت: پ.پ.پدر
پدرش بود؟
پدر ا.ت: که جلوی دختر لینگ زبونت درازه ارههههههه( آخرش داد)
اشک های ا.ت ریخت
ا.ت: مننننن مثلللل توو نیستممم تو منننوو حتی بهه ععععننووااننن دخترت نخواستی پس ولممم کنننن برووو ووقتتییی هیچییی نممیدونه( اشکش رو پاک کرد) هه پس الانم به خاطر خودت امدی چون کسی که فامیلت روشه بد کرده؟
پدر ا.ت امد تا اونو بزنه با سرعت رفتم و دستش رو گرفتم و تو دستم فشار دادم
پ.ا: ( اینجوری اسمش رو می نویسم )
پ.ا: تو کدوممممم ععووضییییی ههسستتییی دیگه( داد)
جیمین: صصدداااتتتتت رووو بببرراایییییی کییی بالاااا اوورردییییییی( عربده)
پدر ا.ت یکی به سینه من زد و می خواست بازم منو بزنه که پسرا از جا شون بلند شدن
کوک: هوپ هوپ هوپ سگ شدی
پ.ا: گمشید بیرون
جیمین: نرم بیرون می خوای چه گوهی بخوری؟
پ.ا: مثلا تو کدوم خری که بخوای اینجا باشییییی منننن کسسیمممم که فامیلیه لین رویه اون دختره
ادامه دارد...
چند پارتی
ویو جیمین
وقتی که رفت انگار یه سطل آب یخ روم ریختن بدون اراده اروم ا اشک می ریختم بلخره از شوک بیرون امدم اشکان رو پاک کردم تا پسرا نفهمن
جیمین: بسیار خب لین ا.ت من تسلیم نمیشم تو رو مانه خودم میکنم
رفتم داخل کلاس مثل همیشه سر جاش نشسته بود فکر کردم بهتره تنها باشه پس رفتم کنار ته نشستم
کوک و یونگی جلویه ما بودن و جلوی اونا کای نشسته بود با جیهوپ با هم دوست بودن پشت من و ته نامجون و جین بودن
ته: پسر تو خوبی؟
تک خنده ای زدم
جیمین: معلومه
کوک و یونگی برگشتن سمت ما
کوک: دِه بگو چی شد گفتی؟
جیمین: نه کوک الان نه
کوک: ولی....
استاد امد بلند شدیم
سر کلاس تمام حواسم به ا.ت بود نور آفتاب به موهاش می خورد و اون چشما و موهاش رو درخشان تر میکرد
یهو استاد کوک رو صدا کرد
استاد: جناب جئون شما بیاین این مسئله رو حل کنین
من که می دونستم کوک چیزی بلد نیست
ته: کوک اَشهدت رو بخون( پوزخند و اروم)
کوک زیر لب گفت
کوک: خودت رو مرده بدون
یه لگد به یونگی زدم تا اون به جای کوک بره
یونگی زیر لب قورید
یونگی: ببین من باید تو رو جمع کنم
اعضا: نیشخند
یونگی دستش رو بالا برد
یونگی: استاد من تویه این مشکل دارم میشه من بیام
استاد: حتما جناب مین
وقتی یونگی داشت میرفت کوک گفت
کوک: یکی تلَبت
یونگی: خفه( اروم)
اعضا: نیشخند
یونگی رفت و به درستی اون رو حل کرد و امد
زنگ خورد کلاس تمام شد
همه رفته بودن ا.ت بود و من و اعضا
داشتم وسایلم رو جمع می کردم که یهو یه مرده با داد وارد کلاس شد
مرده: ااااااااااااا.تتتتتتت( عربده )
ا.ت به خودش لرزید
این کی بود که جرعت کرده بود سره ا.ت داد بزنه؟
ته: این دیگه کیه؟( اروم)
یونگی: به ما چه( اروم)
جیمین: خفه( اروم )
ا.ت: پ.پ.پدر
پدرش بود؟
پدر ا.ت: که جلوی دختر لینگ زبونت درازه ارههههههه( آخرش داد)
اشک های ا.ت ریخت
ا.ت: مننننن مثلللل توو نیستممم تو منننوو حتی بهه ععععننووااننن دخترت نخواستی پس ولممم کنننن برووو ووقتتییی هیچییی نممیدونه( اشکش رو پاک کرد) هه پس الانم به خاطر خودت امدی چون کسی که فامیلت روشه بد کرده؟
پدر ا.ت امد تا اونو بزنه با سرعت رفتم و دستش رو گرفتم و تو دستم فشار دادم
پ.ا: ( اینجوری اسمش رو می نویسم )
پ.ا: تو کدوممممم ععووضییییی ههسستتییی دیگه( داد)
جیمین: صصدداااتتتتت رووو بببرراایییییی کییی بالاااا اوورردییییییی( عربده)
پدر ا.ت یکی به سینه من زد و می خواست بازم منو بزنه که پسرا از جا شون بلند شدن
کوک: هوپ هوپ هوپ سگ شدی
پ.ا: گمشید بیرون
جیمین: نرم بیرون می خوای چه گوهی بخوری؟
پ.ا: مثلا تو کدوم خری که بخوای اینجا باشییییی منننن کسسیمممم که فامیلیه لین رویه اون دختره
ادامه دارد...
- ۳۲.۳k
- ۲۴ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط