{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را

ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را
بازگم کردم زشادی دست و پای خویش را

گفته بودم بعد ازین باید فراموشش کنم
دیدمش وز یاد بردم گفته های خویش را.....
اخوان ثالث
دیدگاه ها (۱)

Enemys Embrsce [ part ۳۰ ]

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

آوای شب پارت ۲۹ویو نویسنده انیا با صدای گریه بکی به خودش آمد...

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت14ویو کوکبارون ...

#قلبی_در_دو_بدنP4رفتم تو حیاط شروع کردم به خوندم کتاب که یهو...

the first lie

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_29وارد استخر شدم با ی حرکت پ...

رمان عشق ممنوع

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط