{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گویند شیخی در مسجدی پیش نماز بود. روزی در حال سجده شیخ را

گویند شیخی در مسجدی پیش نماز بود. روزی در حال سجده شیخ را دستشویی بگرفت و نتوانست کاری بکند. پس شلوارش را خیس کرد و سجدهٔ آخر طولانی شد.جماعت پشت سر هم در حالت سجده ماندند. بعد از مدتی شیخ از سجده بلند شد و سلام داد و نماز را به اتمام برد. 

جماعت پشت سر علت این سجده طولانی را جویا شدند. شیخ که نمی توانست حال قضیه را باز گوید، دست به دامان دروغ شد و گفت :
در حال سجده دیدم زن و شوهر جوانی در دریای سرخ در حال غرق شدن هستند؛ پس به کمک آن ها رفتم و علت طولانی شدن این بود که آنجا رفته بودم.

جماعت جاهل و ساده لوح حرف شیخ را باور کرده و با خود گفتند : 

عجب شیخی نصیبمان شده!! 

در بین آن ها یکی خوش باورتر از همه بود؛ به منزل رفت و قضیه نجات آن زن و مرد جوان توسط شیخ در حال سجده را برای همسرش تعریف کرد .زن که بسیار با هوش و عاقل بود،گفت : 

باید چنین شیخی را برای صرف غذا به خانه دعوت کنیم تا خیر و برکت به خانه بیاید. مرد را این فکر خوش آمد . زن گفت: تنی چند از یاران شیخ را نیز دعوت کن.
القصه زن غذایی درست کرد و شیخ و یاران از در درآمدند.زن غذا را در آشپزخانه منزل کشید و مرغ های پخته شده را بر روی برنج ها گذاشت و مرغ شیخ را زیر برنج پنهان کرد.غذای هر یک از میهمانان را دادند و شیخ نگاهی به غذای خود انداخت، به مرد ساده لوح گفت: 

غذای من چرا مرغ ندارد؟ 

مرد شرمنده شده بانوی خانه را خواست و گفت: 

چرا غذای شیخ مرغ ندارد؟ زن گفت: دارد،ولی شیخ گفت که ندارد. 
زن گفت : یا شیخ، چطور از اینجا توانستی در دریای سرخ زن و مردی را در حال غرق شدن ببینی، ولی مرغی را که زیر برنج هست ، نمی توانی ببینی...!!

و اما... 
یکی بود که می گفت :

من امام زمان را تو جلساتم می بینم و صندلی و بشقاب اضافه می گذاشت... چطور امام زمان را می دید، ولی این همه دزد را در اطراف خود نمی دید....!
 
امان از تزویر!!....فغان ازجهالت!!
دیدگاه ها (۳)

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۳)

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهفتم: کسی که ماند---از مهمان‌خانه رف...

p13صبح روز بعد...تهیونگ در بیمارستان مشغول کار بود.ذهنش هنوز...

قسمت ۶

پارت ۴۸ — دیرتر از همیشهیونگی آن شب تقریباً هیچ نخوابید.فرما...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک: فرشته‌ای در میان طوفانزندگی **...

P4طناز با شنیدن حرف کانگ، رنگش پرید.— اگر مقاومت کرد... مجبو...

𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part¹ "توصیف در یک جمله:آن ظهره شوم" آت از ساعت ۸...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط