چند پارتی ( ارباب وحشی من)
Part 6
- خیالت راحت شد؟ (سرد و سوالی)
+ دیگه از این زندگی خسته شدم میخوای منو بکشی بکش که حداقل زودتر راحت شم خیر سرت مافیایی
- تو الان چه مشکلی داری؟ ( سرد)
+ اگه بگم حل میکنی ؟
- تو حالا بگو
+ (نیشخند ) اگه بگم دلسوزی که نمیکنی !
- احساس نمیکنی زیادی باهام راحت شدی( بم)
+ والا من هنوز اسمتو نمیدونم
- من جئون جونگ کوک هستم در کل جهان باند مافیایی ی من رتبه اول رو داره حالا گرفتی؟( یکمی هم هات)
ویو ا/ت
خدایی ترسیدم ولی واقعا باورم نمیشه که دارم با خطرناک رئیس باند مافیایی جهان حرف میزنم
+ من یه سوال دارم
- باز چیه ؟( سرد)
+ اصن واسه چی منو آوردی اینجا؟
- خبببببب ( به جاهای دیگه نگاه کرد)
+ جئون جونگ کوک به من نگاه کن
- ( بهش نگاه کرد)
+ واسه یه چی بابامو تهدید کردی و منو آوردی اینجا؟
- ( دستاشو گرفت جلو صورتش جوری که ا/ت صورتشو نبینه) ا/ت ! یه چیزی بگم ناراحت نمیشی؟ ( یک کوچولو کیوت)
+ خبب تو بگو حرفتو
- آممم باید چی میگفتم آها من دو.. دو .. دوست دارم
+ چییییی ؟ مطمئنی چیزی نزدی؟
- ( دستاشو از رو صورتش برداشت ) ا/ت مهم نیست چه جوابی داری از الان به بعد تو با کل سلول های بدنت مال منی تمام.
+ من الان چی باید بگم ؟
- نیازی نیست چیزی بگی بیب( لباشو خیس میکنه)
( به ا/ت نزدیک میشه و لباشو روی لبای ا/ت میزاره)
(بعد ۶ مین جدا میشن )
+ منم دوستت دارم آقا گوریله( خنده)
( ده سال بعد )= صاحب یه دختر و یه پسر شدن
جونگ هو ( پسرشون) : مامانی چه جرئتی داشتی که بابا گفتی آقا گوریله
رایلی ( دخترشون): داداش راست میگه
جونگ کوک : دیگه مادرتون بود دیگه ( با خنده)
ا/ت : همونجا پدرتون بهم قول داده بود که تو بغل هم میمیریم
رایلی : چه کیوت و بامزه
جونگ هو: آره
( حالا فکر کنین ا/ت و جونگ کوک پیر شدن و نوه دارن )
جونگ کوک : ا/ت فکر کنم دیگه باید بریم اون دنیا
ا/ت: آره اونجا میبینمت
جونگ کوک : گوشیتم همراه خودت بیار
ا/ت : باشه ( با خنده)
(نویسنده: و در آغوش هم به خواب ابدی رفتند )
اولین فیکم بود بد شد ببخشید
- خیالت راحت شد؟ (سرد و سوالی)
+ دیگه از این زندگی خسته شدم میخوای منو بکشی بکش که حداقل زودتر راحت شم خیر سرت مافیایی
- تو الان چه مشکلی داری؟ ( سرد)
+ اگه بگم حل میکنی ؟
- تو حالا بگو
+ (نیشخند ) اگه بگم دلسوزی که نمیکنی !
- احساس نمیکنی زیادی باهام راحت شدی( بم)
+ والا من هنوز اسمتو نمیدونم
- من جئون جونگ کوک هستم در کل جهان باند مافیایی ی من رتبه اول رو داره حالا گرفتی؟( یکمی هم هات)
ویو ا/ت
خدایی ترسیدم ولی واقعا باورم نمیشه که دارم با خطرناک رئیس باند مافیایی جهان حرف میزنم
+ من یه سوال دارم
- باز چیه ؟( سرد)
+ اصن واسه چی منو آوردی اینجا؟
- خبببببب ( به جاهای دیگه نگاه کرد)
+ جئون جونگ کوک به من نگاه کن
- ( بهش نگاه کرد)
+ واسه یه چی بابامو تهدید کردی و منو آوردی اینجا؟
- ( دستاشو گرفت جلو صورتش جوری که ا/ت صورتشو نبینه) ا/ت ! یه چیزی بگم ناراحت نمیشی؟ ( یک کوچولو کیوت)
+ خبب تو بگو حرفتو
- آممم باید چی میگفتم آها من دو.. دو .. دوست دارم
+ چییییی ؟ مطمئنی چیزی نزدی؟
- ( دستاشو از رو صورتش برداشت ) ا/ت مهم نیست چه جوابی داری از الان به بعد تو با کل سلول های بدنت مال منی تمام.
+ من الان چی باید بگم ؟
- نیازی نیست چیزی بگی بیب( لباشو خیس میکنه)
( به ا/ت نزدیک میشه و لباشو روی لبای ا/ت میزاره)
(بعد ۶ مین جدا میشن )
+ منم دوستت دارم آقا گوریله( خنده)
( ده سال بعد )= صاحب یه دختر و یه پسر شدن
جونگ هو ( پسرشون) : مامانی چه جرئتی داشتی که بابا گفتی آقا گوریله
رایلی ( دخترشون): داداش راست میگه
جونگ کوک : دیگه مادرتون بود دیگه ( با خنده)
ا/ت : همونجا پدرتون بهم قول داده بود که تو بغل هم میمیریم
رایلی : چه کیوت و بامزه
جونگ هو: آره
( حالا فکر کنین ا/ت و جونگ کوک پیر شدن و نوه دارن )
جونگ کوک : ا/ت فکر کنم دیگه باید بریم اون دنیا
ا/ت: آره اونجا میبینمت
جونگ کوک : گوشیتم همراه خودت بیار
ا/ت : باشه ( با خنده)
(نویسنده: و در آغوش هم به خواب ابدی رفتند )
اولین فیکم بود بد شد ببخشید
- ۱۰.۹k
- ۰۸ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط