چون کارگر آن جا که کند کار به وقتش

چون کارگر آن جا که کند کار به وقتش
من آمده ام سوی تو این بار به وقتش

در صحن اتاقم غزلی گفتم و دیدم
انگار میسر شده دیدار به وقتش

سهمم بشود گندم گنبد چو کبوتر
گر باز کنم پیش تو منقار به وقتش

هر وقت به مشهد بروی خلق بگویند
در نزد طبیب آمده بیمار به وقتش

تا دیده شود عاقبت و چیده شود گل
دل کنده ز هم صحبتی خار به وقتش

سلطان که رضا شد به گداهاش بگویید
صدبار نه، سویش برو یک بار به وقتش_

_مانند شب سیِّ صفر که لب انگور؛
یک بوسه گرفت از دهن یار به وقتش

چون مادری است این پسرش نیز برایش؛
هی قصه ی کوچه شده تکرار به وقتش

هی رفته به این سو و سپس رفته به آن سو
گشته است سپس دیده ی او تار به وقتش

چون کرب و بلا نه، که پسر سرزده این بار
بر جسم پدر آمده انگار به وقتش

از روضه ی درحجره که گفتیم، بگوییم
از روضه ی باز در و دیوار به وقتش

وقتی که به پهلو همه پهلو زده بودند
دیوار و در و آتش و مسمار به وقتش

مخصوصا اگر شیشه ای و ضربه پذیر است
ای کاش که نازل بشود بار به وقتش

ترتیب ندارد چه بخواهی چه نخواهی
روضه برود برسر بازار به وقتش

بعدش برود کوچه ی لبریز یهودی
از روضه ی بازار به آزار به وقتش
دیدگاه ها (۱)

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_32فصل پانزدهم |...

پارت بیست و چهارم《Custom kiss》 [[پای...

𝖕𝖆𝖗𝖙15شب موعود، باران گرفت. مارال شنل تیره‌اش را روی سرش کشی...

چند پارتی بازی ممنوع

Seven

In the Embrace of DarknessPART 2صبح روز بعد...جونگ‌کوک جلوی ...

جنگل نفرین شده پارت ۱۴

جهانی میان بیداری و خواب

هم‌سلولی خطرناک(part1) دیوارهای سلول مثل پوستی بودند که سال‌...

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط