پارت هفتم:
ویو رونا: رفتم که جیمین رو جرر بدم که اون وو و بینا جلومو گرفتن.
رونا: بذار اینو جر بدم..بابا ولم کنید باشه آروم جرش میدم.ولم کنید دیگههه(همه اینا رو با عصبانیت و داد گفت)
اون وو: آروم باش با حرف حلش میکنیم روناا
دایون: رونا آروم بگیر یدیقه دیگهه..یکی اینو جمعش کنههه..جیمین بسه دیگهه
ویو جیمین:یا خدا اگه ولش کنن فاتحم خوندسسسس.
جیمین: رونا جان آروم باشش.با حرف هم میشه حلش کرد بخداا
رونا: تو اگه حرف حالیت بود من بهتر از تو بلد بودددممم.
دایون: بس کنید دیگههههه سگای هاریییییی(دادد)..شماها چتونهه.بابا مثل آدم باشید یدیقهه(همش با داد دیگه)
ویو بینا:چرا اینا جدا نمیشننن.همینطور مشغول بودیم که دایون اون جنگ و دعوا رو تموم کرد.
بینا: دستت طلااا.راس میگه دیگه.از وقتی که جیمین و رفیقاش اومدن، همش داریم میجنگیم دیگه.😡از این ببعد..دیگه حق ندارید نگا همدیگه هم بکنیداا.
اون وو: رونا بخدا ببینم باهاش حرف زدی..یا حتی نگاش کردی..عاقبت خوبی برات نداره😠
ویو رونا: جیمین کون سوختهه(خودتیاا🤬)مرده فرض کو خودتو باشش؟؟؟
∆یه نکته بگم..وقتایی که اسماشون رو نمیذارم...یعنی اون حرفا رو تو ذهنشون گفتن.
ویو رونا:رونا جاانن..آروم بگیر..نه نمیشه.تا اینو جرر ندم آروم نمیگیرمم
با داد دایون به خودمون اومدیم.گفتن دیگه حق ندارید حتی نگاه هم دیگه کنید..چه برسه به اینکه حرف بزنیم.😢
ادامه دارد.....
رونا: بذار اینو جر بدم..بابا ولم کنید باشه آروم جرش میدم.ولم کنید دیگههه(همه اینا رو با عصبانیت و داد گفت)
اون وو: آروم باش با حرف حلش میکنیم روناا
دایون: رونا آروم بگیر یدیقه دیگهه..یکی اینو جمعش کنههه..جیمین بسه دیگهه
ویو جیمین:یا خدا اگه ولش کنن فاتحم خوندسسسس.
جیمین: رونا جان آروم باشش.با حرف هم میشه حلش کرد بخداا
رونا: تو اگه حرف حالیت بود من بهتر از تو بلد بودددممم.
دایون: بس کنید دیگههههه سگای هاریییییی(دادد)..شماها چتونهه.بابا مثل آدم باشید یدیقهه(همش با داد دیگه)
ویو بینا:چرا اینا جدا نمیشننن.همینطور مشغول بودیم که دایون اون جنگ و دعوا رو تموم کرد.
بینا: دستت طلااا.راس میگه دیگه.از وقتی که جیمین و رفیقاش اومدن، همش داریم میجنگیم دیگه.😡از این ببعد..دیگه حق ندارید نگا همدیگه هم بکنیداا.
اون وو: رونا بخدا ببینم باهاش حرف زدی..یا حتی نگاش کردی..عاقبت خوبی برات نداره😠
ویو رونا: جیمین کون سوختهه(خودتیاا🤬)مرده فرض کو خودتو باشش؟؟؟
∆یه نکته بگم..وقتایی که اسماشون رو نمیذارم...یعنی اون حرفا رو تو ذهنشون گفتن.
ویو رونا:رونا جاانن..آروم بگیر..نه نمیشه.تا اینو جرر ندم آروم نمیگیرمم
با داد دایون به خودمون اومدیم.گفتن دیگه حق ندارید حتی نگاه هم دیگه کنید..چه برسه به اینکه حرف بزنیم.😢
ادامه دارد.....
- ۱.۶k
- ۲۷ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط