{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍷🌹…………………………پارت۱۳…………………………🌹🍷

🍷🌹…………………………پارت۱۳…………………………🌹🍷
#معشوقه_آلفا

………………… ویو مین …………………
با اخم بچه گانه ای نگاهم کرد.

÷ تقصیر توئه.
~ تقصیر من؟
÷ آره... از وقتی اومدم اینجا همه‌چی عجیب شده.

خندیدم.

~ امشب تازه شروع شده جوجه
÷ من جوجه نیستم.
~ باشه جوجه

جیمین که تازه بخش دوم حرف یونگی رو متوجه شده بود یه لرز خفیفی کرد که از چشم یونگی دور نموند
یونگی با پوزخند گفت

~ آماده شو جوجه
(به خدا انقدر نوشتم جوجه یاد جوجه کباب افتادم😂)

(ارهههه منحرف شین😈)

از فرشته ها هم زیبا تر بود انگار یه تیکه از خود خود بهشت کنارم باشه اما از اونجایی که انگار کلا هنگ کرده بود خودم دستم رو زیر کمرش گذاشتم و آروم اون رو روی تخت خابوندم

گرگم برای داشتن اون امگا به شدت بی قراری می کرد ولی قصد نداشتم سریع پیش برم

ویو جیمین
÷مین...(آروم در حد زمزمه)
~یونگی یا د/دی صدام کن جوجه
صورتم سرخ شد
~خجالت نکش کوچولو من که هنوز شروع هم نکردم
ویو یونگی
روش خیمه زدم و..........

ادامه دارد...........🌹🍷
پارت بعد اسمات هستش پس از الان تسبحتون رو آماده کنید😈
چون اصلاااااااااااا حمایت نشد
۱۵ لایک


.

.
دیدگاه ها (۱۸)

اسمات

🍷🌹..................پارت۱۵.....................🌹🍷همون ای که ...

🍷🌹…………………………پارت۱۲…………………………🌹🍷#معشوقه_آلفا.....................

🍷🌹…………………………پارت۱۱…………………………🌹🍷#معشوقه_آلفا………………… ویو مین ……...

🍷…………………………پارت۷…………………………🍷🌹ویو مین عصبی بودم آنقدر عصبی که ...

🌹🍷...................پارت۶.................🍷🌹#معشوقه_آلفا………...

🍷🌹……………………پارت۵……………………🌹🍷#معشوقه_آلفا……ویو جیمین…………کوله پشت...

🍷🌹…………………………پارت۱۰…………………………🌹🍷#معشوقه_آلفا…………………ویو جیمین……...

پارت هفتمدو روز بعد توی این دو روز رابطه جیمین و یونگی خیلی ...

پارت پنجمویو توی ماشین جیمین: مرسی که منو به عنوان هم خونه ق...

You are paying back karma پارت²³جیمین داشت به سمت تهیونگ میر...

پارت ۱۷ "اخر"ساعت ۷ و ۵۶ دقیقه عصر_جیمین:نشسته بودن تو ماشین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط