چندشاتی مستر جئون

p3
با بغض گفت و ات رو روی برانکارد گذاشت

^۲٠ مین بعد^
دکتر از اتاق بیرون اومد و پسر با نگرانی به سمتش رفت

_چیشد؟

دکتر: اقای جئون اروم باشید همسرتون و بچتون حالشون خوبه فقط چون سرما خورده بودن بدن ضعیفی داشتن و مثل اینکه صدای بلند شنیدن بیهوش شدن درسته؟

_امروز... چی؟ گفتین بچه؟ کدوم بچه؟

دکتر: ایشون دو هفته‌س باردارن! خبر نداشتین؟

_ن.نه نداشتیم

دکتر: عا... خب تبریک میگم ایشون باردارن

_ها؟ جدی؟ خ.خیلی ممنونم *ذوق*

_میتونم ببینمش؟

دکتر: بفرمایید.. سرومش که تموم شد مرخص میشه

_ممنون

اروم در اتاقو باز کرد و وارد اتاق شد

_ا.اتی

دختر جوابی نداد

_ات ببخشید

و بازم سکوت

_اتی واقعا متاسفم نمیدونم چی بگم نباید سرت داد میزدم زیاده روی کردم خب اعصابم خورد بود دست خودم نبود

+هه *پوزخند* میدونی چیه؟ الان منم باید سرت داد بزنم و تحقیرت کنم... منم دست خودم نبود که افتادم تو آب *بغض*

_اتی جونم پرنسسم منو ببخش خواهش میکنم واقعا حتی نفهمیدم دارم چیکار میکنم
التماست میکنم منو ببخش... بخاطر بچمون.. راستی تو میدونستی؟

+آره میدونستم میخواستم امروز سورپرایزت کنم

_میبخشی؟

+هووف باشه

اینو گفت و پسرو به یه بوسه‌ی عاشقانه دعوت کرد...

END🌿
دیدگاه ها (۳)

ساعت ۷:۱۵ شب/حرف هایی که باید گفته میشدنهوسوک وارد اتاق شدتو...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.13دکتر:به احتمال 99/9درصد...دیگه ب...

p4

ددی خون آشام من

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۶۳چشمهای بسته شده ی ...

پارت ۵ ویو ا.ت نامجون : چرا بهم دروغ گفتی ؟چیزی نگفتم فقط سر...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 3همینطور با دقت به حرف ه...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.19سویون:به خودت سخ...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "29""ویو جئون آنجلینا"" • ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط