خونآشام من
p:7
ویو ا/ت:
داخل اتاق بودم که جونگکوک اومد داخل، در رو بست و نزدیکم شد و روی تخت، کنارم نشست.
کوک:گفتم که حسابتو میرسم کوچولو(پوزخند)
ا/ت: مگه من چیکار کردم؟
کوک:به شیرموزم دست زدی
ا/ت:ب ببخشید(کیوت)
کوک:باید یه کاری برام بکنی تا ببخشمت
ا/ت: چه کاری؟
کوک:( به لبش اشاره میکنه)
ا/ت: نمیشه (خجالت میکشه و لپ هاش قرمز میشن)
کوک: اگه انجام ندی ......
ا/ت: ب باشههه(ترسیده)
ا/ت آروم به کوک نزدیک میشه و یه بوسه ی کوچیک روی لب هاش میذاره و میخواد بره که کوک کمر ا/ت رو میگیره و شروع میکنه به بوسیدن لب هاش.
ا/ت چشماش باز بود و با تعجب به کوک نگاه میکرد و همکاری نمیکرد که کوک گاز محکمی از لبش گرفت تا باهاش همکاری کنه.
ا/ت تسلیم کوک شد و باهاش همکاری کرد.
کوک ا/ت رو روی تخت دراز کرد و روش خیمه زد و با ولع هم رو میبوسیدن
که یهو در در باز شد و جیمین وارد شد و وقتی مارو دید چشماشو با دست گرفت
کوک: بلد نیستی در بزنی؟ ( عصبی)
جیمین: ب ببخشید من رفتم (رفت)
بعد از اینکه جیمین رفت ا/ت و کوک ۱۰ مین هم رو بوسیدن و از هم جدا شدن
ویو کوک:
بعد از ۱۰ دقیقه ازش جدا شدم و دیدم حسابی لپ هاش قرمز شده و معلوم بود که خجالت میکشه.
کوک: اوههه جوجه خجالت نکش
ا/ت: من که خجالت نمیکشم آقا خرگوشه(کیوت)
کوک: جوجه ی کوچولو
ادامه دارد ...
بچه ها واقعا منو ببخشید که انقدر دیر این پارت رو گزاشتم آخه این مدت اصلا وقت اضافه نداشتم
ویو ا/ت:
داخل اتاق بودم که جونگکوک اومد داخل، در رو بست و نزدیکم شد و روی تخت، کنارم نشست.
کوک:گفتم که حسابتو میرسم کوچولو(پوزخند)
ا/ت: مگه من چیکار کردم؟
کوک:به شیرموزم دست زدی
ا/ت:ب ببخشید(کیوت)
کوک:باید یه کاری برام بکنی تا ببخشمت
ا/ت: چه کاری؟
کوک:( به لبش اشاره میکنه)
ا/ت: نمیشه (خجالت میکشه و لپ هاش قرمز میشن)
کوک: اگه انجام ندی ......
ا/ت: ب باشههه(ترسیده)
ا/ت آروم به کوک نزدیک میشه و یه بوسه ی کوچیک روی لب هاش میذاره و میخواد بره که کوک کمر ا/ت رو میگیره و شروع میکنه به بوسیدن لب هاش.
ا/ت چشماش باز بود و با تعجب به کوک نگاه میکرد و همکاری نمیکرد که کوک گاز محکمی از لبش گرفت تا باهاش همکاری کنه.
ا/ت تسلیم کوک شد و باهاش همکاری کرد.
کوک ا/ت رو روی تخت دراز کرد و روش خیمه زد و با ولع هم رو میبوسیدن
که یهو در در باز شد و جیمین وارد شد و وقتی مارو دید چشماشو با دست گرفت
کوک: بلد نیستی در بزنی؟ ( عصبی)
جیمین: ب ببخشید من رفتم (رفت)
بعد از اینکه جیمین رفت ا/ت و کوک ۱۰ مین هم رو بوسیدن و از هم جدا شدن
ویو کوک:
بعد از ۱۰ دقیقه ازش جدا شدم و دیدم حسابی لپ هاش قرمز شده و معلوم بود که خجالت میکشه.
کوک: اوههه جوجه خجالت نکش
ا/ت: من که خجالت نمیکشم آقا خرگوشه(کیوت)
کوک: جوجه ی کوچولو
ادامه دارد ...
بچه ها واقعا منو ببخشید که انقدر دیر این پارت رو گزاشتم آخه این مدت اصلا وقت اضافه نداشتم
- ۷۸۵
- ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط