𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏²𝑷𝒂𝒓𝒕³²

عشق زیبا ( 𝚜𝚌𝚑𝚘𝚗𝚎 𝙻𝚒𝚎𝚋𝚎)𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏²𝑷𝒂𝒓𝒕³²

فردا صبح آماده شدم وایییی خاک چقدر دیر شده از اتاق اومدم بیرون واییی این اینجا‌چیکار داره + بله کیونگ: بله مرض دختره هرزه احترام‌بزرگترت رو‌نگه دار + بله پیرزن خانم . یه شلاق اورد بیرون همیشه این همراهش میخواست بزنه که کسی که جلوش رو گرفت + چرا نمیزاری بزنه خودت هم‌این کار ها رو میکردی _ کیونگ احترام‌تا الان نگه داشتم تا عصبانی نشدم‌برو + من با توئم چرا جواب نمیدی ....... بهم اهمیت نداد و رفت . از رو زمین بلند شدم حتی یک کلمه هم حرف نزد £ چیکار میکنی + ها £ میگم چیکار میکنی + هیچی ها لوسی میگم هه جی کجاس ¥ اینجام + ها خوبه میگم این جیمین هم عجیب هسا ¥ همه اینجا عجیبن جین هم یه جوری هس همش دارم باهاش کلکل میکنم
جین: اهممم این تو نیستی اول شروع میکنی ¥ واییی نه دوباره + من و لوسی میریم شما ادامه بدید مگه نه لوسی؟ £ ارع بریم فعلا خوش بگذره .... + هیون سوووووو
هیون سو: آروم باشه نمیره جایی که + عععع . یه دون زد تو پیشونیم + آخخ هیون سو : بامزه حیمین اونجا چیکار میکنی _ ها ها هیچی + حسود ( اروم‌گفت ) + من‌میرم فعلا هیون سو: خدافص‌....‌.

۲۰۰ کامنت و ۳۰ لایک
دیدگاه ها (۷۲)

رایحه پنهانجونگ‌هیون نگاهی به تهیونگ انداخت.بعد دوباره رو به...

«رایحه پنهان»جونگ‌هیون لبخند کمرنگی زد.- برو لباساتو عوض کن....

پارت ۹

ادامه ی پارت ۱۹۸

پارت 35𐙚🦋 ویو ته 🦋𐙚این حس عجیب…فقط یک علاقه ساده نبود.هرچی ب...

رایحه پنهانآخر سر آروم سر تکون داد.- عوم... باشه، ارباب.بعد ...

«رایحه پنهان»امروز روز استراحت تهیونگ بود.از صبح هیچ کاری ند...

انتقام در لباس عشق:)پارت 3(ویو چه‌وون)هنوز از اتاق تهیونگ بی...

وقتی ا ن تو رو به سرپرستی میگیره و...p23 ا.ت . کبودی ؟ کو ک...

#دوست_پسر_شیطون_من part: 11ویو ظهر نابی: امروز باشگاه رو زود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط