فیک از بی تی اس وقتی داداشتن(p7)

فیک از بی تی اس وقتی داداشتن(p7)

ویو کوک
همینجوری منو هایون که داشتیم از خنده پاره میشدیم ولی خودمونو زده بودیم به اون راه ولی داشتیم عادی تمرین میکردیم که یهو در باز شد(نقش جدید به اسم سون پسره ها)اومد داخل و هممونو جمع کرد
سون:سلام بچه ها خوبین(لبخند)
اعضا:سلامم
سون:خب اومدم بگم که فردا ی جشن بزرگ بین کیپاپ هستش و شما هم دعوت هستید و براتون لباس طراحی شده و فردا صبح قراره براتون بفرستیم
تهیونگ:آها ساعت چند برگذار میشه
سون:۸ شب ولی شما ۷ حاظر بشید و ۷و نیم بادیگارد میاد تا برسید ساعت ۸ میشه(اونقدر ریاضی نوشتم که همه چیو دارم عدد مینویسم🙄)
تهیونگ:اوکی
سون:باشه من رفتم کاری باهام ندارین
هایون:نه ممنون میتونید برید
سون:حتمأ خدافظ
اعضا:خدافظ
(چون میدونم میخاید جشنو ببینید پس میریم ساعت ۶ بعدازظهر فردا)
ویو هایون
گفته بودن قراره لباس بفرستن که فرستادن ولی الان لباسم قشنگ بودا ولی یکم باز بود ولی خب پوشیدم و ی میکاپ کردم و موهامو درست کردم و تمام


تمام
(ببخشید کم شد دیگه حوصله تایپو ندارم و درس هم دارم پس بای بای)
دیدگاه ها (۰)

فیک از بی تی اس وقتی داداشتن(p 5)ویو اعضابیدار شدیم و رفتیم ...

پارت ۸× خداحافظ+ خداحافظ...............‌‌‌.‌‌‌‌....ویو فردا ...

پارت دوم ( آسانسور عشق ) امروزم دادگاه داشتم با یکی از موکلا...

پارت ۲۷

پارت ۴عشق یا حسرتجونگ کوک:سوار شین توضیح میدم ویو کوک میدونس...

عشق بعد نفرت

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

#برادر ناتنی من

درخواستی : وقتی بهت خیانت کرد

پارت 45 رمان عشق مدرسه ای ویو وقتی که میخواستند برن بیرون: ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط