وقتی بازیت میده ولی دست کمی ازش نداشتی ...

وقتی بازیت میده ولی دست کمی ازش نداشتی ...
پارت هفدهم
______
ویو ا.ت
+آخه خانم چوی که ...ش،ت
بوق بوق بوق (صدای قطعی تلفن )
@سوهیون:ا.ت ؟؟...ا.ت ؟!...جواب بده...لعنت بهتتت
ویو ا.ت
داشتم با سوهیون حرف میزدم که چند تا مرد که سر تا پا مشکی تنشون بود دورم جمع شدن
+ش،شما کی هستید ؟؟
مرد ۱:بگیریدش ....
+نه نههه ...
اومدن سمت من که شروع کردم به دعوا کردن باهاشون ...که یکیشون چاقو در آورد و...
ویو جیهوپ
تو راهرو داشتم دنبال ا.ت می‌گشتم که ...با صحنه ای که دیدم جا خوردم ...امکان نداره...که ...
ا،اون ا.ت بود که رو زمین افتاده بود و داشت ازش خون می‌رفت ...نگاهی به اطراف کردم هیچ کسی نبود ...سریع رفتم پیشش
_ا.ت؟! چی شده ؟!...خوبی؟!...چشمان رو نبند خب ؟!...تحمل کن
ا.ت رو براید استایل بغل کرد ولی خونریزی ا.ت خیلی زیاد بود پس ...یه تیکه از لباس خودش رو پاره کرد و روی زخم گذاشت و دوباره ا.ت رو بغل کرد ...تند تند سمت خروجی شرکت دوید و سوار ماشینش شد
پرش زمانی
جلو در اتاق عمل منتظر وایستاده بود ...به پسرا زنگ زده بود و تو راه بودن از استرس نمیتونست بشینه ولی چرا ؟!...اون که اصلا ا.ت رو دوست نداشت و ولش کرد پس چرا آنقدر نگرانشه ؟!...
که پسرا اومدن
ته:ا.ت ...ا.ت کجاست ؟!
_ت،تو اتاق عمله ...الان دو ساعته داخل اتاق عمله
کوک:اما چیشد هیونگ
_ول کن الان کوک ....وقت این حرف ها نیست
بعد از چند دقیقه پرستار ها هراسان(ترسیده و نگران) اومدند بیرون
_چیشده ؟!...چیشده ؟؟
پرستار :ایشون نیاز به خون داره خیلی خون از دست داده اگر بهش خون نرسه میمیره
_چ،چی؟!...میمیره ؟؟
پرستار:بله آقا
_گروه ...گروه خونیش؟!
پرستار : گروه خونیش کمیابه ...به سختی پیدا میشه O_ (او منفی )
_ او منفی ...من ...من گروه خونیم یکیه ...تروخدا نجاتش بدید
پرستار : ...خب...آماده اش کنید
سریع جیهوپ رو بردن تو اتاق عمل و ...
پرش زمانی ...
بالا سر ا.ت نشسته بود نگاهش میکرد
دو روز گذشته بود و ا.ت به هوش نیامده بود
_ا.ت...نباید میگفتم بیای باهام ...این چند روزی که نبودی خیلی اتفاق افتاد ...س،سوهیون اومد و مظنون رو پیدا کرد (کسی که هوپی رو تهدید کرده بود و ا.ت رو زخمی کرد )...ولی...معلوم نیست تا تو بیدار نشی ...ا.ت ؟!...ببخشید
با گفتند کلمه ببخشید بلند شد و سمت در رفت ...خودش میدونست کلمه ببخشیدش یعنی چی ولی...کی دیگه میدونست حتی خودش هم معنی واقعی کلمه خودش رو نفهمید ...چرا گفت ببخشید ؟!
داشت خارج میشد که صدای ا.ت رو شنید
+آ،آقای جانگ (ضعیف)
(اینجا هم ول کن نیست 😂)
_ا.ت !!
که ...
نظر یادت نره رفیق !!
#bts#army#BTS#ARMY#BANGTAN#fake#J_HOPE
دیدگاه ها (۱۲)

عشق بی پایان

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

True Love②①فردا (شب) تازه رسیدم خونه رمز در رو زدم و رفتم دا...

سناریو مایکی پارت ۵

تکپارتی از جین...«دوستان بعضی اوقات ممکنه وسط فیک طولانی تک ...

تکپارتی (درخواستی)هوا سنگین بود.ا/ت کنار پنجره ایستاده بود و...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط