.

.
"خاموش کردم توی لیوانت خدایم را
شب ها بقل کردم به تو همجنس هایم را"
.
فریاد کردم تا شود چشم تو گاهی باز
تا دوباره اغوایم کنی با آه و با ناز
.
دل در سرابت نیست شود زیر تصویر
تنها بمانم،خوش شوی توی این تقدیر
.
"هی گریه می کردم به آن مردی که زن بودم
شب ها دراکولای غمگینی که من بودم"
.
داعم از سرفه و سیگارهام سرمستم
تو نیستی و بازم همانجا که بودم هستم
.
دل داده ی غمگین این قصه ی دیوانه
آغوش باز کرده برای آشنا و بیگانه
.
"پشت سیاهی های دنیامان سیاهی بود
معشوقه ام بودی و هستی و نخواهی بود"
.

.
,saint,
.
#سید_مهدی_موسوی
#شاهین_نجفی
#sainttunes #Saint
#sayedmasoudmousavi
#سیدمسعودموسوی #شعر #عاشقانه
#seyedmasoudmousavi
Photo by #saint
دیدگاه ها (۱)

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

دیو و دلبر پارت ۱۹ عقب کشیدم و پامو سمت زن عمو زیور کشیدم دس...

چند پارتی

وقتی دابمسش گرفتی ولی...🙃🎀ویو نویسنده اون ور پسرک داستان ما ...

عاشق part¹ویوات :  از خواب بیدار شدم کوک نبود الان دیگه ظهر ...

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 221♡⁠。⁠)⁩جونگکو...

### پارت ۵: نجوایِ صلح در قلبِ تاریکیهنوز لرزشِ دست‌هام بند ...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹²ویو تهونگرسیدم به اتاق...

My lovely neighbor part : 64

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط