پارت: The pain of love۱۴

در بازکردم جونکوک بود دستشو گرفتم انقد دستش از دست من بزرگ بود دستم تو دستش گم شد آوردمش داخل
ا/ت: داداش نامجون داداش جین من این مردو دوست دارم ازش خوشم اومده حسم دو طرفس ولی اگر شما یه درصدم راضی نباشید یک ثانیه هم پیشش نیمیونم
جین پشت سرشو خاروند به نامجون نگاه کرد انگار نامجون ناراضی بود
نامجون دستی تو موهاش کشید اومد سمت یقه کوک گرفت چسبوندش به دیوار
نامجون: اگر بهش بی احترامی کنی دلشو بشکونی اشکشو در بیاری روزگارتو سیاه میکنم
یقشو ول کرد جونکوک پوزخند زد
نامجون کشیدم عقب تو چشاش زل زدم
ا/ت: راضی؟
موهامو نوازش کرد
نامجون: راضیم (لبخند)
به جین نگاه کردم
ا/ت: توچی
جین: راضیم اگر میخوایش راضیم
دیگه نتونستم بغض نگه دارم گریه افتادم رفتم تو بغل دوتاشون گریه میکردم بعد از چند دقیقه جونکوک اومد سمتون دستمو گرفت ما دیگه میریم دستمو کشوند که ببرمتم جین دستمو گرفت
جین: ا/تو هروقت دلم بخواد میتونم ببینم بیاد اینجا قبوله؟
جونکوک با یکم معکث جواب داد
کوک: قبوله
انقد خوشحال بودم که میزاره ببینمشون
ازشون خداحافظی کردم با جونکوک رفتیم تو ماشین دست همه دیگه رو ول کردیم ماشین حرکت کرد سمت خونه آروم بی صدا گریه میکردم
دلم از همه چی پر بود از ترحم متنفرم الان داره یه مرد خرفت..... بهم ترحم میکنه انگار عروسک خیمه شب بازیش شدم معلوم نیست کی میخواد منو مثل یه آشغال بندازه بیرون همیشه دلم میخواست با یه مردی که واقعا دوسم داشته باشه منم دوسش داشته باشم ازدواج کنم ولی الان..
انقد تو فکر بودم نفهمیدم کی رسیدم
جونکوک: پیاده شو
اشکامو پاک کردم پیاده شدم همون موقع هم دیدم یه مرد با لیما پیاده شدن لیما اومد بغلم کرد منم بغلش کردم لبخند زدم دستمو گرفت باهام بدو بدو رفتیم بالا بردم تو اتاقش
ا/ت: چته انقد ذوق داری
لیما: ا/ت یه چیزی بگم بین خودمو خودت بمونه؟
ا/ت: آره بگو
لیما: جیمن ازم خواستگاری کردددددد(جیغ)
پوکر نگاش کردم
ا/ت: جیمین کیه؟
لیما: همونی که باهاش رفتم بیرون
ا/ت: وایییییی توهم دوسش داری کلک؟(لبخند شیطون)
لیما سرخ شد رفت زیر پتو
بلند بلند خندیدم اون باهام خندید
یهو در اتاق باز شد دیدم جونکوک با تعجب نگامون میکنه به زور خندمون نگه داشتیم ولی من زدم زیر خنده لیما پشت سر من زد زیر خنده
جونکوک:
#فیک
#رمان
#سناریوم
#Bts
#جیهوپ
#جونکوک
#تهیونگ
#جین
#جیمین
#شوگا
#نامجون
#تابع_قوانین_جمهوری_اسلامی_ایران
دیدگاه ها (۳)

bts

سرنوشت پارت(۱۰)اون میدونه که دیگه دختر نیستی(پوزخند)جونکوک خ...

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

تکپارتی از جین...«دوستان بعضی اوقات ممکنه وسط فیک طولانی تک ...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

دوپارتی اسمات درخواستی از جیناسمات از جینا،ت ویوجین بعد از ۳...

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

سناریو سانزو پارت ۱

سناریو جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط