سناریو توکیو ریونجرز

خانم ها و آقایان خوش آمدید به ★سناریو درخواستی از توکیو ریونجرز★

موضوع:«وقتی ا.ت پریـ&ـود میشه.»

کاراکترها:«ایــــــــــــزانــــــــــــــا کـــــــــــــوروکـــــــــــــاوا🎴.»

ــــــــــــــــــ 🎀 (⁠◍⁠•⁠ᴗ⁠•⁠◍⁠)⁠✧⁠*⁠。 🎀 ـــــــــــــــــ‌


شب که شد، ا.ت روی تخت ولو شده بود و پتو رو تا زیر چونه‌اش کشیده بود. رنگش پریده بود و از شدت دل‌درد، مدام جمع می‌شد و نفس عمیق می‌کشید. حالش اصلاً خوب نبود، ولی مثل همیشه نمی‌خواست ضعفش رو نشون بده. همون موقع در اتاق آروم باز شد و ایزانا کوروکاوا وارد شد؛ با همون قیافه‌ی سرد، اما برای ا.ت همیشه یه جور دیگه بود. نگاهش که بهش افتاد، اخماش رفت تو هم.

ایزانا: «ملکه‌ی من، چیزی شده؟»

ا.ت با صدای گرفته‌ای گفت: «هیچی… فقط یه کم حالم بده.»

ایزانا بی‌معطلی کنار تخت نشست، دستش رو روی پیشونی ا.ت گذاشت و بعد زیر لب گفت: «ازت بعیده این‌قدر بی‌حال بشی.»

بعد بدون معطلی رفت و براش آب آورد، پتو رو مرتب‌تر کرد و یه کیسه آب گرم گذاشت روی شکمش. ا.ت با تعجب نگاش کرد و گفت: «تو کی انقدر مهربون شدی؟»

ایزانا لبخند کوچیکی زد. «وقتی تو حالت خوب نباشه، مجبورم. من که نمی‌ذارم ملکه‌م همین‌جوری کلافه بمونه.»

ا.ت خواست چیزی بگه، ولی دوباره دردش گرفت و فقط آه کشید. ایزانا سریع دستش رو گرفت و آروم فشارش داد. «لازم نیست به خودت فشار بیاری. فقط استراحت کن. من هستم.»

اون شب، ایزانا کنار تختش موند، براش چای گرم درست کرد (ما چای سرد میخوریمـ-) و حتی بعضی از چراغا رو خاموش کرد که چشماش اذیت نشه. کنار ا.ت یه جور دیگه بود؛ مهربون، مراقب و بی‌نهایت حواس‌جمع. ا.ت هم کم‌کم آروم شد و با همون حال بد، حس کرد کنار ایزانا امنه. انگار تمام دنیا می‌تونست بیرون منتظر بمونه، وقتی اون با صدای آرومش می‌گفت: «بخواب، ملکه‌ی من. من همیشه پیشت هستم.»

ـ پایان.


ــــــــــــــــــ 🎀 𝒱𝒾𝒸𝓉🍪𝓇 🎀 ــــــــــــــــــ




¸„.-•~¹°”ˆ˜¨ 🎀 (⁠◍⁠•⁠ᴗ⁠•⁠◍⁠)⁠✧⁠*⁠。 🎀 ¨˜ˆ”°¹~•-.„¸
#توکیو_ریونجرز #انتقام_جویان_توکیو #انیمه #سناریو #وانشات #تاکمیچی #مایکی #دراکن #باجی #چیفویو #میتسویا #اسمایلی #انگری #اینوپی #سانزو #ران #ریندو #هانما #کیساکی #کازوتورا #ایزانا #شیون_مادارامه #کاکوچو #کوکونوی #سنجو #واکاسا #تاکئومی #هینا #شینیچیرو #آکانه #تایجو #هاکای #توکیو_مانجی_گنگ #تومان #والهالا #بلک_دراگن #بونتن #براهمن #سوریو
,-*'^'~*-.,_,.-*~ 🎀 𝒱𝒾𝒸𝓉🍪𝓇 🎀 ~*-.,_,.-*~'^'*-,
دیدگاه ها (۲۳)

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت چهارم | «تقریباً لو رفت»روز بعد، ا/...

چند پارتی ــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهـ...

سناریو ایزانا پارت اخر

𓆩 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 𓆪پارت اول | «دخترِ انسانی»ا/ت از همون لحظه‌...

ادامه سناریو

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 7 | کم‌کمچند روز دیگر گذشت.ا/ت هنوز اگر کسی از...

stolen

تکپارتی از جین...«دوستان بعضی اوقات ممکنه وسط فیک طولانی تک ...

ریاکشن پارت ۲

واکنش پسرای توکیو ریونجرز اگه بهشون اعتراف کنی عاشقشی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط