meysam

او برای او می نوشت و او برای دیگری...
او برای او میخواند و او برای دیگری...
او برای او میمرد و او برای دیگری...
او برای او دلبری میکرد و او برای دیگری...

••گذشت...

او برای او ننوشت و او برای دیگری باز نوشت...
او برای او نخواند و او برای دیگری باز خواند...
او برای او نمرد و او برای دیگری جان داد ، حیا داد، جوانی داد ، تن داد و تهمت هرزگی خورد و شکست...
و شکست...
و شکست...

••بازگذشت...

او پدر شد او مادر شد...
او زندگی کرد و زندگی بخشید ...
او شکسته هایش را بند زد و تقدیم کرد...
او عاشق شد ، دل داد ، دلدار شد ، دلبری کرد...


اما در زمان موازی در همان روز های خوب ...
او هنو او بود...
او پدر نشد ، مادر نشد...
او  فقط جان داد ، زندگی نکرد...
او سیاه شد ، جفا کرد ، جفا دید ...
او تن فروخت ، احساس فروخت ...
او لجن شد...
او ناامید شد...
او رگ زد ، خون رفت ، کبود شد ...
او هلاک شد...

••و باز گذشت...

او در جایی بر روی دیوار نام او را دید و اشک ریخت و فاتحه فرستاد...
او خوب بود فقط خودش نبود ... او برای دیگری شد همان که دیگری میخواست...
یادش بخیر یادم بخیر یادت بخیر ...


#MeysaM
دیدگاه ها (۵۸)

داستان کودکانه «نیکی کوچولو و قلب مهربان» به نویسندگی رزیتا ...

🎥 داستان‌های هالیوودی ارتش امریکا برای فرار از شکست ‌ قهرمان...

تک پارتی سینا ساعی وقتی

شاهزاده» فصل اول: دختر گمشده... در دل جنگلی سرسبز و دورافتاد...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۶چند دقیقه پیش .به محض اینکه آوا ...

نسل‌های گذشته یک امتیاز بزرگ داشتند و ‌آن اینکه پدر و مادرها...

Borrowed Life PART:2همه خشکشون زد.^ لینا... درسته قبلاً به...

پارت ۵۰ — بعد از اویونگی بعد از برگشتن به پایتخت، تقریباً هی...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۶: گفت‌وگوی پادشاه با خانواده‌ی سوآپادشاه...

پارت هفتم: نامی روی تیغه. صبح هنوز نرسیده بود که جونگکوک روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط