پرنسس ناخواسته
P۴
آملیا:
امروز به طور عجیبی دلم شور میزند.
احساس میکنم قرار است اتفاق بدی بیفتد.
پیراهن سفید رنگم را میپوشم.
همیشه بین تمام پیراهن هایم این را بیشنر دوست داشتم. کمی قدیمی است اما متعلق به مادرم است و البته بهترین لباسی است که دارم.
موهای بلند و صافم را آزادانه باز میگذارم و بافت کوچکی میزنم تا از دوطرف جمعشان کنم.
از پله هاپایین میروم.
کیک هنوز اینجاست و نمیدانم چه زمانی قرار است بیایند و آن را ببرند.
تازه هنوز دستمزدم را هم نداده اند😒
همان موقع صدای کالسکه از بیرون آمد.
لبخندی زدم.«بالاخره.»
همراه چرخ دستی کیک را بیرون میبرم.
واقعا سنگین است.😣
بیلیبیک از کالسکه پیاده میشود. همراه با دو سرباز که مثل مجسمه پشتش ایستاده اند و دو خدمتکار با لباس های سرمه ای و پیشبند سفید کنارش هستند.
«سلام آقای بیلیبیک. این هم سفارشتون.»
خدمتکار ها با شنیدن حرفم نگاهی به هم میکنند و سرشان را پایین می اندازند.
انگار که میخواهند خنده شان را پنهان کنند.
بیلیبیک هم لبخندی میزند.
«حرف خنده داری زدم؟»
ناگهان خدمتکاران خنده هایشان را جمع میکنند و بیلیبیک هم گلویش را صاف میکند، نامه ای را جلویش میگیرد و میگوید...
آملیا:
امروز به طور عجیبی دلم شور میزند.
احساس میکنم قرار است اتفاق بدی بیفتد.
پیراهن سفید رنگم را میپوشم.
همیشه بین تمام پیراهن هایم این را بیشنر دوست داشتم. کمی قدیمی است اما متعلق به مادرم است و البته بهترین لباسی است که دارم.
موهای بلند و صافم را آزادانه باز میگذارم و بافت کوچکی میزنم تا از دوطرف جمعشان کنم.
از پله هاپایین میروم.
کیک هنوز اینجاست و نمیدانم چه زمانی قرار است بیایند و آن را ببرند.
تازه هنوز دستمزدم را هم نداده اند😒
همان موقع صدای کالسکه از بیرون آمد.
لبخندی زدم.«بالاخره.»
همراه چرخ دستی کیک را بیرون میبرم.
واقعا سنگین است.😣
بیلیبیک از کالسکه پیاده میشود. همراه با دو سرباز که مثل مجسمه پشتش ایستاده اند و دو خدمتکار با لباس های سرمه ای و پیشبند سفید کنارش هستند.
«سلام آقای بیلیبیک. این هم سفارشتون.»
خدمتکار ها با شنیدن حرفم نگاهی به هم میکنند و سرشان را پایین می اندازند.
انگار که میخواهند خنده شان را پنهان کنند.
بیلیبیک هم لبخندی میزند.
«حرف خنده داری زدم؟»
ناگهان خدمتکاران خنده هایشان را جمع میکنند و بیلیبیک هم گلویش را صاف میکند، نامه ای را جلویش میگیرد و میگوید...
- ۲.۲k
- ۲۲ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط