دو هواییم ؛ دمی صاف و دمی بارانی

دو هواییم ؛ دمی صاف و دمی بارانی
ما همانیم ، همانی که خودت می‌دانی

پیش‌بینی شدن ِ حال من و تو سخت است
دو هواییم .....ولی بیشترش توفانی

آخرین مقصد تو شانه‌ی من بود ؛ نبود ؟
گریه کن هرچه دلت خواست ، ولی پنهانی

شاید این بار به شوق تو بتابد خورشید
رو به این پنجره‌ی در شُرُف ویرانی.....
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۰)

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

پارت پانزدهم سبز یشمی زیر بارانصبح با صدای باران شروع شد.نه ...

رمان: آخرین رقص در قصر#𝗧𝗵𝗲_𝗟𝗮𝘀𝘁_𝗗𝗮𝗻𝗰𝗲_𝗶𝗻_𝘁𝗵𝗲_𝗣𝗮𝗹𝗮𝗰𝗲Part_5فصل...

شروع فصل دوم..

‌الان دیگه بین خودم و اتاقم نمی‌دونم کدوممون بهم ریخته تریم....

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۴۰ صبح آخرین روز مدرسه بود.حیاط خلوت‌ت...

🖤 مافیای منقسمت دوم | دفتر مدیرعاملصبح روز بعد، ات از وقتی و...

هم‌سلولی خطرناک (part6)دختر لبخند پر رنگی زد و روی پا های جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط