بازی_در_خون🍷🔪

بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد نود هفت🍷🔪

با بهت و شوک به دور و برم نگاه میکردم
اون مرد آروم و شمرده زمزمه کرد
+به به این حوری رو نگاه

کوروش چشماش و رو هم فشار داد و باز کرد
رگه های خون توی چشماش مشخص بود
از جاش بلند شد

به جوری بلند شد که از ترس یه قدم عقب رفتم ...ولی چسبیدم به اون مرده

گریه ام داشت در می اومد

اومد سمتم و دستمو گرفت ،‌ رو به اونی که منو‌ گرفتن بود غرید
+ول شکن خودیه!

اون مرده با ابروهای بالا رفته نگاهم میکرد
لب زد
_چشمت و گرفته کوروش؟

مکثی کرد و بعد ادامه داد
_از این دختراس؟

با نگاهش به جلو و به دخترایی که پوششی نداشتن اشاره کرد

کوروش معلوم بود کاملا‌ کلافه اس
صورتش از خشن پر بود

پوفی کشید و گفت
+زنمه شیخ!

شیخ خندید
_زنت؟ زن نمیگرفتی که چیشد

فشار دستاش روی دستام خیلی زیاد بود
خیلی درد میکرد
+خوشم اومد ازش!
دیدگاه ها (۳)

ʙᴇᴀᴜᴛɪꜰᴜʟ ᴍɪꜱᴛᴀᴋᴇᴛʜᴇ ᴀᴜᴛʜᴏʀ | ɪᴀɴᴘᴀʀᴛ:⁰³تهیونگ سعی می‌کرد شن...

دختر ماه و پسر خورشید ادامه پارت دوم

part54. . ساعت حدود سه شب بود و اون تازه نیم ساعت پیش تونسته...

"من... نمیتونم بکشمت. " پارت سهدازای و چویا با حرص به هم نگا...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}شیسه به صندلی پشتش تکیه داد و سرشو چ...

#𝓟𝓪𝓻𝓽_۸وسوسه عشق 🥀اکوتاگاوا سینه اتسوشی رو گاز گرفت و دامن ا...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 56نعره میکشید و بهش ...

Last leaves/رمان جیمین

چند پارتی (درخواستی)

سناریو هنتای : وسوسه ی دارچینی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط