لطفا بهش بگو... (تک پارتی کوتاه)

-: لطفاً بهش بگو ببخشید که دیگه دوست ندارم.

با این حرف قلب پسر تیکه تیکه شد
ولی چرا این حرف بهش زده شده بود؟خب بیاید یه پرش بزنیم به یک ماه پیش
هوای سئول بارونی، ساعت ۱۸ بعد از ظهر یک روز پاییزی بود
دخترک با خوشحالی سوار ماشینش شد تا شیرینی های شکلاتی که برای دوست پسر قشنگش که سه ماهه بخاطر کامبک ها خونه نیومده ببره
همه چیز توی راه نرمال بود اما همینطور که داشت به کمپانی نزدیک میشد و زیر لب آهنگ زمزمه میکرد
یه نفر با سرعت غیر مجاز به ماشینش برخورد کرد دقیقا جلوی کمپانی و آخرین صدا صدای دوست پسرش بود که میخواست برگرده خونه غافل از اینکه عشقش براش شیرینی پخته
یونا یواش یواش به خواب فرو رفت...
البته یک ماه از اون ماجرا میگذره و الان اون بیدار شده
لینو که در نبود یونا داغون شده بود وقتی شنید دکتر بهش گفت:
مریض بهوش اومده میتونید ببینیدش.
واقعا خیلی خوشحال شد ولی چند دقیقه بعد قلبش هزاران تیکه شد
خب..
لینو مثل بچه های کوچیک وارد اتاق شد
🐰:ی،یونا بیدار شدی؟حالت خوبه؟
-: شما لینو رو میشناسید؟
🐰: بله...
-: لطفاً بهش بگو ببخشید که نمیتونم دوست داشته باشم..
🐰: چ،چی تو تو نمیتونی میفهمی چی میگی؟
-: آقای محترم...من اگه اونو ببینم هم قرار نیست یادم بیاد... متاسفم
قلب یخی لینو شکست تنها دلیل زندگیش اونو فراموش کرده بود و اون صورت خندان داشت جاشو میداد به هق هق هایی که قلب آدم رو می‌شکست
-: لطفاً گریه نکنید..
حتی قلب دختر هم به درد اومد
پسر رو بغل کرد
-: متاسفم جناب.. متاسفم..
آره درست فهمیدید...یونا فراموشی گرفته و لینو یادش نمیاد...و این یه عذاب بزرگ بود برای پسر
شاید اگه زودتر از یونا میرفت خونه اینجوری نمیشد ولی..
سرنوشته دیگه چه میشه کرد:)
........
ببخشید فعالیتم کم شده خیلی عذر میخوام ولی امتحانات...
هنوز دوتاشو پاس کردم ولی کونم...
هعی بی خیال شب بخیر :)
دیدگاه ها (۱۰)

وقتی میخواد بره سربازی part 1

From Enmity to Love

رمان سوم پارت چهار دهم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>> داخل ات...

بدون منپارت ۳تو اون چند ساعت دوست پسر رزی داشت از نگرانی میم...

روباه کوچولوی من پارت دو 😣꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو دازای داشت گر...

P9 . PRISAN MAFIA.

خوب خوب دوزتان گلماین فیک ازدواج اجباری بزودی قراره تموم شه ...

تقریباً یک هفته از شنیدن خبر اینکه نمیتونه بچه دار بشه باهاش...

#میکاپ_آرتیست_من

پارت: 19 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هیچی نگفت. فقط نگاهم می‌کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط