اسفند را باید در مخملِ طرب خیز ، بنفشه ها نفس کشید.....

اسفند را باید در مخملِ طرب خیز ، بنفشه ها نفس کشید.....
اسفند را باید
در حریرِ ارغوانی ِ
شب بوها تا مشام جان نوشید ،،،

اسفند را باید
از تپش هایِ بی وقفه ی ِ زمین
در نبضِ زمان به وعدگاهِ بهار فرا خواند .....

و اکنون ،
اسفند، با چتری از باران و بوسه با یادمانِ زمستانی که گذشت ،،،به پیشواز بهار آمده است
با
بشارتی شگرف از پیوندها و لبخند ها


اسفند را باید در خلسه ی ِ آرام یک رویا
بدور از تشویش ِ پایان،،،،،
ورق زد

چه یادمان هایی که مانده اند به یادها !!!!
و چه روزهایی که بی وقفه گذشت

و چه لحظه هایی سنگین ،،که هر ثانیه اش ،سالی گذشت

چه نا آرام اندیشه هایی که روحم را فسرد و چه فکرها که صیقل داد خرد درونم را
و
چه لبخندهایی که ترنم بخشید ،
آرزوهای قشنگ را

و اکنون من در آستانه ی آمدن بهار
برای آدمیان آرزوی سعادت دارم و فرجامی نیک

برایتان آرامشی آرزو دارم تمام ناشدنی

اندکی اشک از جنسِ ناب ِ شوق در جوار ِ خنده هایی از صمیم قلب

برایتان یک جام عشق و یک دنیا مهربانی آروز دارم

تپش های قلبتان آمیخته با آمین های ِ اجابت

#لیلا_زند
دیدگاه ها (۱)

پارت بیست و دوم

last part

پارت ۳۴ انتهایی چند ماه بعد از اون خواستگاریِ سینمایی، اخبار...

رمان انتقام ازدواج کامل

**پارت ۴۰ (رقصِ آخر در میانِ خاکسترها)**سه ماه از اون شبِ لر...

امروز روز تولد کسیه که شاید هیچ‌وقت نفهمه در گوشه‌ای از این ...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

امروز روز تولد کسیه که شاید هیچ‌وقت نفهمه در گوشه‌ای از این ...

پارت ۴۹ — آخرین دیداریونگی چند دقیقه همان‌جا ایستاده بود.انگ...

هم‌سلولی خطرناک (Part 4)آن شب، بعد از ساعت‌ها سکوت، جونگین ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط