{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای گفتن من شعر هم به گل مانده

برای گفتن من شعر هم به گل مانده
نمانده عمری و صدها سخن به دل مانده
صدا که مرحم فریاد بود
زخم مرا به پیش درد عظیم دام خجل مانده
از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست
گر هم هست گله ای دگر حوصله ای نیستم
سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست
دیریست که از خانه خرابان جهانم
بر سقف فرو ریخته ام چلچله ای نیست...
دیدگاه ها (۸)

سهراب سپهری چقدر زیبا گفته:ﺧﺪﺍ ﮔﺮ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﺩﺍﺭﺩ ﺯ ﺭﻭﻱ ﻛﺎﺭ آﺩﻣ...

درکوی نیک نامان ما را گذر ندادند گر تو نمی پسندی تغییر کن قض...

فاصله قد یه دنیاست

کاش قلبم درد پنهانی نداشت

چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرادگر از دست کسی هم گله ای نی...

چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرا...دگر از دست کسی هم گله ای...

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

یک سال با اژدها

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

برای گفتن من ، شعر هم به گِل ماندهنمانده عمری و صدها سخن به ...

برای گفتن من ، شعر هم به گل مانده  نمانده عمری و صد ها سخن ب...

ازدست عزیزان چه بگویم، گله ای نیست*گر هم گله ای هست، دگر حوص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط