قند و پند پارسی (قسمت سوم)

این کجی از راستی ماست

گویند روزی شاهنشاه خسرو انوشیروان دادگر، قصد ساخت کاخی در مدائن کرده بود و به‌همین دلیل خانه‌هایی که در محل ساخت کاخ بودند، خریداری کرد؛ در این میان پیرزنی بود که خانه‌ی خود را نمی‌فروخت و هرگاه مأموران شاهنشاه خسرو انوشیروان از او می‌خواستند که خانه‌ی خود را بفروشد، میگفت :( همسایگی شاهنشاه خسرو انوشیروان برای من بهتر از هرچیز است و من به‌همین خاطر خانه‌ام را نخواهم فروخت) و خسرو انوشیروان از این سخن پیرزن خوشش آمد و فرمان داد که به خانه‌ی آن پیرزن گزندی نرسد و کاخ، در کنار آن خانه بنا شود.
وجود خانه‌‌ی پیرزن تا حدودی کار ساخت کاخ را مشکل میکرد، چرا که دود اجاق خانه‌ی پیرزن همواره به دیوار کاخ میرسید و دیوار را سیاه و کِدِر می‌کرد ولی خسرو انوشیروان فرمان داده بود هرچقدر هم که دود اجاق، دیوار کاخ را سیاه کند، بازهم باید بر دیوار کاخ رنگ بزنند و هیچ اعتراضی به پیرزن نشود.
وقتی کار ساخت کاخ به پایان رسید، فرستادگانی از امپراطوری روم، به ایران آمدند تا کاخ ساخته شده را مشاهده کنند.
دیوار های کاخ به‌قدری زیبا بودند که فرستادگان رومی زبان به تحسین و تشویق گشوده بودند، اما وقتی چشمشان به خانه‌ی کج و معوج و قدیمی پیرزن افتاد که درست در کنار کاخ بود، به خسرو انوشیروان گفتند، (ای شاه، دلیل آن کژی و ناراستی که در کنار کاخ رخ داده چیست؟)
شاهنشاه خسرو انوشیروان در پاسخ گفت :(این کژی از راستی ماست)
دیدگاه ها (۰)

سالروز ورود کوروش بزرگ به بابل در سال 539 پیش از میلاد[ ۷ آب...

#عقد_با_رئیس_مافیاعقد با رئیس مافیا پارت 28ات هنوز به صفحه‌ی...

پارت ۴۰ — تا قبل از طلوعشب از نیمه گذشته بود.یونگی هنوز از ت...

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

Ten

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_30فصل چهاردهم |...

پارت ۳: سایه‌هایی که با هم آشنا می‌شنسکوت کلاس با صدای ملایم...

پارت هفتم: «در تاریکیِ گلوله‌ها»با قطع شدن ناگهانی برق، تاری...

### پارت نهم: پرواز در آسمان بارانیدویدن روی پشت‌بام خیس، با...

𝖕𝖆𝖗𝖙۱۱دو روز بعد از تاج‌گذاری، سوهو مارال را در راهروی طبقه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط