A Shadow Named You

A Shadow Named You
سایه‌ای به نام تو
P.44

(روایت از زبان نویسنده)

جی‌هون چند لحظه به ا.ت خیره موند.

\ چرا این سؤال رو می‌پرسی؟

+ فقط جواب بده. اون شب کجا بودی؟

لبخند محوی زد و به صندلی تکیه داد.

\ پیش پدرت.

ا.ت اخم کرد.

+ برای چی؟

- برای همون معامله‌ای که درباره‌ش چیزی نمی‌دونی.

+ چه معامله‌ای؟

جی‌هون بدون هیچ احساس خاصی بهش نگاه کرد.

/ من موافقت کردم که پدرت تو رو در ازای بدهی‌هاش واگذار کنه. (عاااا...)

ا.ت خشکش زد.

+ چی...؟

\ شنیدی چی گفتم.

+ تو... می‌دونستی؟!

جی‌هون شونه‌ای بالا انداخت.

\ حتی قبل از اینکه جونگ‌کوک وارد ماجرا بشه.

چشم‌های ا.ت پر از اشک شد.

+ تو بهم قول داده بودی... (احساسش: شکست و ناراحتی و سعی در پنهان کردم بغض)

جی‌هون کمی به جلو خم شد.

\ قول‌ها برای آدم‌های ساده‌لوحه، ا.ت. (تصوراتتون رو به گند کشیدم، می‌دونم)

ا.ت صندلیش رو عقب کشید.

+ تو کی هستی؟!

جی‌هون لبخند سردی زد.

\ همون کسی که همیشه فکر می‌کردی می‌شناسیش.

در ماشین مشکی، جونگ‌کوک تمام مکالمه رو از طریق گزارش لحظه‌ای یکی از افرادش دنبال می‌کرد.

وقتی پیام آخر به دستش رسید، گوشه‌ی لبش بالا رفت.

- بالاخره خودت رو نشون دادی، پارک جی‌هون...

گوشیش رو کنار گذاشت.

اما درست در همون لحظه، پیام جدیدی دریافت کرد:

«قربان، جی‌هون متوجه حضور افراد شما شده.» (حالا لالالالالالااااااا)

لبخند جونگ‌کوک محو شد........

ادامه دارد.............

خب، برای پارت بعدی
۴۵ لایک
۳۵ کامنت
۱۶ بازنشر
لایک پارت های قبلی بالای ۲۵
کامنت پارت های قبلی بالای ۳
بازنشر پارت های قبلی بالای ۵
دیدگاه ها (۰)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

🖤 قسمت سوم: برخورد دوباره ژانر: مافیایی | عاشقانه | کمدی | ا...

تکپارتی | جونگکوک

پارت چهارم

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط