طراح عشق
Part 1
ا/ت: با صدای الارم گوشیم پاشدم
آییی نهههه نمیخوام بازم زود باید بیدار شممممم پاشدم با تنبلی کار های لازم رو کردم
و ی آرایش ساده کردم و لباس پوشیدم (لباسش رو میزارم ) رفتم پایین صبحونه بخورم
کوک: با صدای الارم گوشیم پاشدم و ورزش کردم دوش گرفتم و لباس پوشیدم ی صبحونه کاملا خوشمزه و کامل خوردم(لباسش رو میزارم)
ا/ت : مامان گشنمه صبحونه میخوام
م ت : دختر مگه تو امروز اولین روز کارت نیست
ا/ت : اهوم اره
م ت: پس زود باش دختر دیگه
ا/ت: صبحونه رو خوردم سویچ رو برداشتم و راه افتادم وارد شرکت شدم که وقتی رئیس رو دیدم کلا خواب یادم رفت چقدر جذابه چقدر کراش واییی ا/ت چتهههههه دختر
کوک : داشتم میرفتم که ببینم اون خانم که گفتن تازه کار و تازه اومده کیه و چرا انقدر استعداد داره تو طراحی که یهو ی خانم رو دیدم که انگار خودش بود بهم زل زده بوده
چهره خیلی کیوتی داشت خیلیم خوشگل بوده
ا/ت : سلام من کیم ا/ت هستم
کوک : سلام منم جئون جونکوک هستم و از دیدنت خوشحالم بیا بریم دفترم و اونجا صحبت کنیم
ا/ت: چشم
کوک : اینجا احتیاج نیست زیاد رسمی صحبت کنیم
ا/ت : ام باشه
کوک :(لبخند)
لارا : اوم کوککککککک توروخدا التماست میکنم ی روز بهم مرخصی بده خسته شدم هر روز کار دارم
(لارا دختر خاله کوک)
ا/ت: داشتیم سوار آسانسور میشدیم که یهو ی دختره از توش اومد بیرون داشت التماس کوک میکرد
کوک: لارا خودتم میدونی نه نمیشه (سرد)
لارا : چرا؟
کوک: چون کارات خیلی بی کیفت شدن و تازه خیلی از کاراتم مونده نزار بهت اضافه کاری بدم(خیلی سرد)
لارا: حداقل انقدر سرد نباش
کوک : بدون اینکه چیزی بگم از آسانسور پیاده شدیم
ا/ت : اوم ببخشید ازتون میپرسم ولی ایشون تازه کارن
کوک : نه خیلی وقته اینجا کار میکنه دختر خالمه خیلی میچسبه بهم زیاد ازش خوشم نمیاد کارش خوب نیست بفرمائید بشنید
ا/ت: خیلی ممنون
کوک: چیزی میل دارین بگم بیارن
ا/ت :نه ممنون
کوک: هر جور راحت هستین من طراحی هاتون رو نگاه کردم واقعا دختر با استعدادی هستین بهتون تبریک میگم
ا/ت: خیلی ممنون
کوک : فقط شنیدم که اینجا اولین جایی که کار میکنین
ا/ت: با صدای الارم گوشیم پاشدم
آییی نهههه نمیخوام بازم زود باید بیدار شممممم پاشدم با تنبلی کار های لازم رو کردم
و ی آرایش ساده کردم و لباس پوشیدم (لباسش رو میزارم ) رفتم پایین صبحونه بخورم
کوک: با صدای الارم گوشیم پاشدم و ورزش کردم دوش گرفتم و لباس پوشیدم ی صبحونه کاملا خوشمزه و کامل خوردم(لباسش رو میزارم)
ا/ت : مامان گشنمه صبحونه میخوام
م ت : دختر مگه تو امروز اولین روز کارت نیست
ا/ت : اهوم اره
م ت: پس زود باش دختر دیگه
ا/ت: صبحونه رو خوردم سویچ رو برداشتم و راه افتادم وارد شرکت شدم که وقتی رئیس رو دیدم کلا خواب یادم رفت چقدر جذابه چقدر کراش واییی ا/ت چتهههههه دختر
کوک : داشتم میرفتم که ببینم اون خانم که گفتن تازه کار و تازه اومده کیه و چرا انقدر استعداد داره تو طراحی که یهو ی خانم رو دیدم که انگار خودش بود بهم زل زده بوده
چهره خیلی کیوتی داشت خیلیم خوشگل بوده
ا/ت : سلام من کیم ا/ت هستم
کوک : سلام منم جئون جونکوک هستم و از دیدنت خوشحالم بیا بریم دفترم و اونجا صحبت کنیم
ا/ت: چشم
کوک : اینجا احتیاج نیست زیاد رسمی صحبت کنیم
ا/ت : ام باشه
کوک :(لبخند)
لارا : اوم کوککککککک توروخدا التماست میکنم ی روز بهم مرخصی بده خسته شدم هر روز کار دارم
(لارا دختر خاله کوک)
ا/ت: داشتیم سوار آسانسور میشدیم که یهو ی دختره از توش اومد بیرون داشت التماس کوک میکرد
کوک: لارا خودتم میدونی نه نمیشه (سرد)
لارا : چرا؟
کوک: چون کارات خیلی بی کیفت شدن و تازه خیلی از کاراتم مونده نزار بهت اضافه کاری بدم(خیلی سرد)
لارا: حداقل انقدر سرد نباش
کوک : بدون اینکه چیزی بگم از آسانسور پیاده شدیم
ا/ت : اوم ببخشید ازتون میپرسم ولی ایشون تازه کارن
کوک : نه خیلی وقته اینجا کار میکنه دختر خالمه خیلی میچسبه بهم زیاد ازش خوشم نمیاد کارش خوب نیست بفرمائید بشنید
ا/ت: خیلی ممنون
کوک: چیزی میل دارین بگم بیارن
ا/ت :نه ممنون
کوک: هر جور راحت هستین من طراحی هاتون رو نگاه کردم واقعا دختر با استعدادی هستین بهتون تبریک میگم
ا/ت: خیلی ممنون
کوک : فقط شنیدم که اینجا اولین جایی که کار میکنین
- ۸۴.۳k
- ۰۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط