Forced Marriage

Forced Marriage
Part 38

چند دقیقه از رفتن مین گذشته بود

هنوز هیچکدوممون حرفی نمیزد

جین پاکتی که روی میز بود رو برداشت

&بازش نکن

+باید ببینیم چیه

آروم پاکت رو از دستش گرفتم و بازش کردم

داخلش فقط یه گوشی موبایل ساده بود

اخم کردم

+گوشیه

جین سریع گوشی رو از دستم گرفت

&روشنش نکن

همون لحظه صفحه گوشی خودش روشن شد

هیچکس حتی دکمه پاورش رو نزده بود

فقط یه پیام روی صفحه ظاهر شد

پنج دقیقه

قبل از اینکه فرصت کنیم چیزی بگیم

گوشی زنگ خورد

من و جین به هم نگاه کردیم

چند بار زنگ خورد و قطع شد

چند ثانیه بعد دوباره زنگ خورد

این بار جین تماس رو وصل کرد

&الو

چند لحظه سکوت بود

بعد صدای مین شنیده شد

= گفتم فقط یه هدیه ست

جین با عصبانیت گفت

&دست از سرش بردار

مین خندید

= هنوز کاری نکردم

= وقتی شروع کنم میفهمین ترس یعنی چی

تماس قطع شد

جین گوشی رو روی میز پرت کرد

&روانیه

نفسم رو آروم بیرون دادم

اما ته دلم یه حس بد داشتم

این فقط یه تهدید نبود

مین داشت قدم به قدم اعصابمون رو بهم میریخت

ساعت کاری تموم شد

مثل قرار هر روز تهیونگ جلوی شرکت منتظرم بود

همین که سوار ماشین شدم نگاهم کرد

ـ چیزی شده

چند ثانیه مکث کردم

بعد گوشی داخل پاکت رو از کیفم درآوردم و روی داشبورد گذاشتم

ـ این چیه

+مین امروز اومد شرکت

تهیونگ با شنیدن اسمش اخماش توی هم رفت

+اینم روی میزم گذاشت

تهیونگ گوشی رو برداشت

چند لحظه بررسیش کرد

بعد بدون اینکه چیزی بگه ماشین رو روشن کرد

+کجا میری

ـ یه جایی که شاید بتونیم بفهمیم این بازی رو کی داره میگردونه

برای اولین بار

جنا احساس کرد تهیونگ دیگه فقط از روی مسئولیت کنارش نیست

هرچند خودش هنوز دلیل این همه حساسیت رو نمیدونست


#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۵)

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 16جین چند لحظه به اِما خیره موندجین:م...

پُشتِ مَرز دوست داشتنپارت چهارم :ویو کوک:ساعت نزدیک هشت شب ب...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟔(میخوای پارت 𝟐𝟔 رو بخونی؟ تو کامنتاس...

ᴘᴀʀᴛ ۳۵ | یه روز خاصچند روز بعد...جونگ‌کوک وقتی از شرکت برگش...

پارت ۴۹ ساعت هفت شده بود.لینا جلوی آینه آخرین نگاه رو به خود...

چند پارتی بازیچه

فیک: بابای سخت گیر من — part 16[سوآ آخرین قاشق تیرامیسو رو خ...

LESSON

𓆩 پارت ۳۷ 𓆪 🖤ات با شک به جیمین نگاه کرد.ـ «تو یه چیزی رو ازم...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط