{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#پسران_بد_دبیرستان_ما

#پسران_بد_دبیرستان_ما
پارت۱۶
(جمع پسرا)
جیهوپ: بچه ها او دخترا نیستن😞
جیمین: اره خودشونن😶
نامجون: چرا انقدر پوشیده🤔😕
یونگی: به شما چه چیه شاید میخواستین دخترا رو نگاه کنین🙄😐😬
نامجون و جیمین و جیهوپ: نه این چه حرفیه
یونگی: خوبه😒
(جمع دخترا)
نارین: بچه ها احساس میکنم باید بریم لباسامون رو عوض کنیم
در همون حین یکی از دخترای مدرسه که اتفاقی باهاشون دوست شده اونا رو میبیه و میگه: اینا چیه پوشیدین نمیخواین از زیبایی هاتون استفاده کنین یا میخواین جلب توجه نکنین😮😄😶
رومینا:الان میخوای چیکار کنیم؟
دختره: یه جا میشناسم همین دورو ور لباسای قشنگی داره
دخترا به سمت اون لباس زیر فروشی حرکت میکنن
هر کی یه مایو دو تیکه ور میداره(دیگه لباسارو با سلیقه خودتون در نظر بگیرین )
و بعد که وارد یاحل میشن یک راست یاس و رومینا و پریسا میرن سمت بوفه خوراکی ها و دخترا هم از سرعت سریع اینا که همچین سرعتی از اونا بعید بود به اونا خیره میشن در همون حین دست یه پسر با شونه لخت...
ببخشید پارتا کمه🤗
دیدگاه ها (۷)

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁴سه ماه بعد____________...

رمان دختر خاصبعد از چند ساعت فیلم دیدن و خوردن و خندیدن، هوا...

پارت ۱۲: طوفان در راه استسکوتِ سنگینی اتاق کنترل رو فرا گرفت...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁵دو هفته بعد...یونگی از...

ادامه باندو رسید و رفتند پارک سگا ساعت۶:۱۰رفتن و ساعتا یه ۸:...

چندپارتی یونگی (درخواستی)

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁵صبح روز بعد...رینا تا ص...

P1:پسری که ازم متنفر بود. راوی ویو : دست هاش رو تا مچ توی جی...

پارت: 20 (بخش3) **زاویه دید: زین**«عصر بخیر، خانم‌ها!» تایلر...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط