به جه کیونگ نگاه کردم...:عام...میشه اینجا نگاه داری؟
به جه کیونگ نگاه کردم...:عام...میشه اینجا نگاه داری؟
ابرویی بالا انداخت و گوشی اش کنار گذاشت انگار میخواست تمام توجه اش را بهم جلب کند"و چرا؟"
:چیزه..میخوام برم دستشویی
وای خاک تو سرت لیام..خجالت نکش این برای فراره نه چیز دیگه...انگار سعی میکرد نخنده"و من چرا باید اجازه بدم؟نمیخوام طعمه ام فرار کنه"
لب هایم الکی غنچه کردم و بغض الکی کردم:اما من نیاز دارم برم دستشویی
رنگ تعجب در چشمانش دیدم..ولی لبخند ملایمی زد..اوه چه جذاب~..اعهه خفه شو لیام!..
"خب..باشه،،نگه دارید!"
با صدای سردی به راننده گفت
ماشین توقف کرد و کرد و پیاده شدم..دو تا غول بیابونی دنبالم امدن،اخم کردم:کجا؟؟
جه کیونگ هم پیاده شد و به ماشین تکیه داد"تنهایی جایی نمیری"
با اخم پایم به زمین کوبیدم:نمیرم تخم طلا بزارم که!میرم دستشویی!
"شنیدی که،یا با محافظام میری یا نمیری ،انتخاب با خودته"
اهی کشیدم و قبول کردم سمت دستشویی رفتم درحالی که اون دوتا غول بیابونی دنبالم امدن:هی هی داخل نیاید همین بیرون صبر کنید
=ما مسئول مراقب-
:نکنه میخوای بدنم رو دید بزنی؟ جه کیونگ! جه کیونگ!
وقتی دیدن سلی*طه بازی در میارم اهی کشیدن و اجازه دادن تنها وارد بشم...خب حالا وقتشه...فقط ۱۰ دقیقه وقت دارم
#پارت_سیزدهم
#My_little_hacker
ابرویی بالا انداخت و گوشی اش کنار گذاشت انگار میخواست تمام توجه اش را بهم جلب کند"و چرا؟"
:چیزه..میخوام برم دستشویی
وای خاک تو سرت لیام..خجالت نکش این برای فراره نه چیز دیگه...انگار سعی میکرد نخنده"و من چرا باید اجازه بدم؟نمیخوام طعمه ام فرار کنه"
لب هایم الکی غنچه کردم و بغض الکی کردم:اما من نیاز دارم برم دستشویی
رنگ تعجب در چشمانش دیدم..ولی لبخند ملایمی زد..اوه چه جذاب~..اعهه خفه شو لیام!..
"خب..باشه،،نگه دارید!"
با صدای سردی به راننده گفت
ماشین توقف کرد و کرد و پیاده شدم..دو تا غول بیابونی دنبالم امدن،اخم کردم:کجا؟؟
جه کیونگ هم پیاده شد و به ماشین تکیه داد"تنهایی جایی نمیری"
با اخم پایم به زمین کوبیدم:نمیرم تخم طلا بزارم که!میرم دستشویی!
"شنیدی که،یا با محافظام میری یا نمیری ،انتخاب با خودته"
اهی کشیدم و قبول کردم سمت دستشویی رفتم درحالی که اون دوتا غول بیابونی دنبالم امدن:هی هی داخل نیاید همین بیرون صبر کنید
=ما مسئول مراقب-
:نکنه میخوای بدنم رو دید بزنی؟ جه کیونگ! جه کیونگ!
وقتی دیدن سلی*طه بازی در میارم اهی کشیدن و اجازه دادن تنها وارد بشم...خب حالا وقتشه...فقط ۱۰ دقیقه وقت دارم
#پارت_سیزدهم
#My_little_hacker
- ۲۵.۴k
- ۰۱ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط