«بعد از جنگ، با چوبدستم

«بعد از جنگ، با چوبدستم
انجیر‌های تازه را برای تو خواهم چید
با تو خواهم ماند، با تو خواهم خواند
و تورا در بُهتِ آفتابی‌ات خواهم بوسید
اگر اَبر‌ها بگذارند…»
دیدگاه ها (۴)

#گاهی فکر می‌کنم اگر تمام دنیا را هم به من بدهند، باز هم دلم...

‌ ‌ ﮲ 📜 ‌‌٬ ‌تو را که دیدم؛ عاشق روزهای افتابی شدم،و منی که ...

الماس زیبای من  part⁶- من اون هارو که این کارو با پرنسسم کرد...

یا فاطمه زهرا…آمده‌ام پیش تو، با لب‌های خشک و سینه‌ای که از ...

سناریو:(درخواستی یکی از فرشته ها)(وقتی به عنوان دختری که با ...

سناریو قفل آبی

𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part² "توصیف در یک جمله:حقیقت و طوفانِ محبت"تهیون...

من به حضور خیال انگیز تو در شعرهایم عادت کرده اممثل کودکی بی...

صبح روز بعد، ات وقتی از اتاقش بیرون آمد، انتظار داشت مثل همی...

یک هفته از موندن ات در عمارت گذشته بود.ات هنوز هر روز به راه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط