لبخند زد و پلاسکو اباد نشد

لبخند زد و پلاسکو اباد نشد
از وعده ی او هم احدی شاد نشد

گفتند که مثل روز اول گردد
حتی دو سه تا مغازه ایجاد نشد

✍ 🏻 ملیحه خوشحال

🔶 ...وطنز...🔶
🇮 🇷 @vatanz_ir 🇮 🇷
دیدگاه ها (۱)

*🍓 𓂃 ࣪˖ ִֶָ✨️اما آخرش لبخند زد و گفت:- دلم می‌خواد آدمایی که...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟗چند روز بعد...جیمین و مانیا بیشتر از قب...

.....پارت پنجم.....

صبح روز بعد، ا.ت وقتی از خواب بیدار شد، یک جعبه کوچک روی میز...

......//برده ی زیبا//......

پارت ۱۵چند روز از گردش آخر هفته گذشته بود.رابطه‌ی نیلسو و جو...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۳ — مهمون ناخوندهجونگکوک در رو باز کرد.پ...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

چند پارتی جیمین

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴¹ویو: جونگ‌کوکدو روز بود که نخواب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط