امشب من

امشب من
نشسته ام دانه های آبان را سر میاندازم...
سی دانه...
یک عشق اززیر،
یک خوشی از رو
تاگره بخورنددرهم
شالی شود برروی دوشتان
تا ازسردی روزگار نرنجید!🌺 🍃
دیدگاه ها (۱)

آدم‌هایی بودیم که با نقشه‌های بزرگ در سر و چشم‌های روشن از ف...

پارت سوم (پارت آخر. وفصل آخر)────۶ৎ────_چرا بهم اینجوری زل ز...

(پارت ۷ - پارت پایانی رمان دخترخوانده)بعد از اون حرفِ سردِ م...

* حکم عشق *part : 1۱۴۰۵/۳/۲۰وارد کتابخونه شدم که صدای زنگوله...

رمان اسیر خان پارت ۲ دوم

P25کراواتش رو مرتب کرد و نگاهی به سر و وضعش انداخت،جینا همان...

ترسیده بود. سرش درد میکرد. حالش خوش نبود. ل درد وحشتناکی تو ...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 25#فیکشن #لینوصدای رعد توی آسمون پی...

پارت ۵عشق یا حسرت لباساهارو گرفتم آنا رو بیدار کردن که لباسا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط