اهوی من

اهوی من
فصل۲
پارت۱۱

اراد امد پیشم

اهو: چیشد اراد رضایت دادی ازم ازمایش بگیرن؟
اراد: اره الان به پارسا زنگ میزنم اخه این قضیه خیلی جدی میدونی که
اهو:منظورت اینک شاید مامانم به بابام خیانت کرده باشه؟
اراد: نمدونم ما ک هنوز چیزی نمدونیم

داشتیم با اراد حرف میزنیم ک مریم خانوم امد پیشمون

مریم: ازمایشگاه اماده اهو با من بیا

اراد سرمو بوسید و با مریم خانوم رفتیم

(اراد)

اهو رو بردن برای ازمایش منم سریع زنگ به پارسا و بعد از دوبوق جواب داد

پارسا: الو سلام
اراد: سلام خبی پارسا یکی اتفاقی افتاده اینجا
پارسا: چی اتفاقی طوری شده اهو خوبه تو خوبی؟
اراد: همه خوبن  اهو رو بردن ازمایشگاه گفتن ک شاید اهو بجز شیطان فرشته یک چیزی دیگ هم باشه برای همین به تو زنگ زدم ک بیبینم تو میدونی
پارسا: چی گفتی یعنی چی من به انا اطمینان داشتم این یعنی ک اهو بچه ای یکی دیگ هست
اراد: تنها دلیل ک میتونه باشه همینه ک اهو باباش یکی دیگست یعنی اون بچه تو شکم انا مال تو نبوده
پارسا: من الان میام

پارسا گوشی رو قطع کرد منم به طرف ازمایشگاه رفتم ک دیدم اهورو بیهوش کردن و دارن ازش خون میگیرین استرس داشتم اخه مریم خانوم گفت اگه از نوع نه نه نیست

(یک ساعت بعد)

پارسا امدش و سریعن رفت پیش مدیر ازمایشگاه و باهاش حرف میزد اهو هم بیهوش بود رفتم بودم پیشش ک چشم هاشو باز کرد

اهو:اراد صدای بابام میاد
اراد:بیدار شدی اره بابات امده

اهو باباشو صدا میزنه ک پارسا میاد پیشش

اهو:بابا اینجا چیکار میکنی
پارسا:نگرانت شدم هم اراد بهم زنگ زد خودمو رسوندم گفتم بیبینم چت شده....
دیدگاه ها (۱۵)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part75من:میخوام برم خونمونآراد:خیلی خوب میبرم...

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

~Destiny:Part 2~

استاد من ۳

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

چند پارتی جیمین.وقتی بهت خیانت کرد... چشمامو باز کردم،با سقف...

رمان عشق ممنوع

برده عمارت جئون

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

You are mine...¹[ویو نیلا]با عجله کفش هامو پوشیدم و از مامان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط