مدتــــــ هاستــــــ ، بے آن که

مدتــــــ هاستــــــ ، بے آن که
پاے هیچ #هــواشناسے وسط باشد،
قطــــره قطـــره #مے-بارم

گویے #ابرهاے-تیره-ے-رفتنتــــــ
در چشــــم هایم پنـــهان شده بــــودند

بعد از تــــو،
مــــن
روز بـــه روز #فیلسوفــــ تر شدم

این را خودم به تازگے کشفــــ کرده ام:

#گریه-میعان-روح-استـــــ...
دیدگاه ها (۵)

بسم الله الرحمن الرحیم اشک و اشک :هر گاه که نگاهت به جهان، ب...

قسمت بیست

Twenty four

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

پارت اول: پشت‌بام، ساعت صفرباران ریز و تیزی روی آسفالت خیس ح...

وقتی خون آشام بود❣️پارت ۲با حس دید تار و سرگیجه پاشدم...نور ...

یکی از شو کرونای درخواستی داشت

قسمت ۹(بخش اول)

### پارت اول: «سایه‌های بیدار در مه»مهِ سنگین و غلیظی کوچه‌ه...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۸ *سانیار*تا دیدم داره به لپ های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط