Love that turned into enmity💔

Love that turned into enmity💔

part¹⁰🍷🖤

رفتن سمت خونه و در زدن اما کسی جواب نداد و چون کلید نداشتن موندن جلوی در
+وااااااا اینا چشونه چرا درو باز نمیکنن؟؟!!
_نکنه چیزی شده
که ی دفعه صدای سوهو و بورام از پشت خونه اومد
#احمق آقا میگم خیار بچین تو چرا هرچی کاله رو میچینی
&نه که خودت احمق نیستی خب حالا بیا اینا خوبه ؟؟
ی خیار بزرگ چید
# آره خوبه
_بچه ها چیکار می‌کنید
+از اینجا چیا می‌چینید
#عع اومدید بیاید پشت خونه پر گوجه و خیاره بیاید بچینیم
_وای نگاه کنن ولی بچه ها شاید سمی باشه یا چیزیا
& نه ا.ت بیا چیزی نیست خیار و گوجست دیگ
+آره خوبه ولی منو ا.ت دستمون شکست یکیتون بیاد درو باز کنه ما وسایل رو بزاریم تو
#اخهخ آره سوهو تو برو درو باز کن برای بچه ها من دستم پره
&اوکی راستی بچه ها این عروسکا چیه دستتون
_عاااا اینا رو کوکی برام خریدددد(با ذوق کیوت)
#آها چه خوشگل🙂🙃
&آها حالا دیگ بیاید بریم درو باز کنم
سوهو همراه با کوک و ا.ت رفتن سمت در خونه
سوهو در رو باز کرد و رفت پیش بورام
کوک و ا.ت هم از شدت سنگینی وسایل دستشون درد گرفته بود بعد از گذاشتن وسایل ا.ت گفت
_کوک بیا بریم هر کدوم بریم لباسامونو عوض کنیم بیایم غذا هارو درست کنیم
+ب روی چشممم بانو
_از دست تو بچه
هردو خندیدن
ویو سوهو
وقتی دیدم ا.ت با کلی ذوق و خوشحالی داره از عروسکایی که کوک براش گرفته تعریف میکنه عصبی شدم ناراحت شدم درد رو احساس کردم برای همین بعد از اینکه درو براشون باز کردم نتونستم تحمل کنم اومدم پیش بورام و کمکش کردم که.......

مدتی نبودن چون تو پیج اینستا فعالیت دارم ولی وقتی اومدم دیدن ۲۰۰ تایی شدیم و میخوام ازتون تشکر کنم که همراهیم کردید❤️
daiana_blogg_07
itsdaiianaworld
این دوتاست ممنون میشم حمایت کنید
دیدگاه ها (۴)

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

تهیونگ :خب تو هم میتونی اینجا بمونی خونه ی بزرگی هست که ا/ت ...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط