سلام من ات هستم و توی دبیرستان.... درس میخونم من ۱۸ سالم

سلام من ات هستم و توی دبیرستان.... درس میخونم من ۱۸ سالم و خوب رابطه خوبی با هم کلاسی یام ندارم


سلام من کیم تهیونگ هستم ۱۸ سالمه و با جونکوک که هم فامیلیم هن دوست زندگی میکنم ما دوتاییمون عاشق ی دختر شدیم که توی مدرسه....(همون مدرسه ات) هطت ما برای بتونیم بدستش بیاریم انتقالی گرفیتم همین مدرسه و امروزم روز اول مدرسه برای من کوک هست امیدوارم دخدر تو کلاسهما باشه راستی ما خوناشام هستیم


سلام من جئون جوکوکم بهترین دوست ته ما هردو عاشق ی دختر شدیم و میخوایم اون مال خودمون کنیم برای همین امروز میریم اون مدرسه ای که این دختره توشه تا جایی که من میدونم باید باما توی ی کلاس باشه چون همسنیم و ما کلی اطلاعات ازش داریم مثل اینکه میدونیم پدر مادرش ولش کردن و تنها زندگی میکنه در کل من ته اون مال خودمون میکنیم





اگه خوشتون اومد ادامه بدم لطفا کامنت بزارین
دیدگاه ها (۶)

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

مربی موتور سوار

پارت 1 رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀ویو نویسنده: ات یک بچه یتیمی بود ...

خواهر ته رو لورا مینویسم لورا: خوبییییییون: تو اینجا چیکار م...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

۱۰ همه چیزا باید خوشمزه باشه ....اگر بدمزه باشه ...یا زیر ای...

پارت 2 رمان✨ عشق مدرسه ای✨که یهو زنگ تفریح خورد که داشتم میر...

پارت 11 رمان 🎀عشق مدرسه ای🎀که لیسا گفت: لیسا: اه اقای هوانگ ...

این اولین سناریو ای هست که نوشتم امید وارم خوشتون بیاد عکس ...

پنهان عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط