#معشوقه_آلفا

🌹🍷……………………پارت ۳…………………🌹🍷
^هی جونگکوک میفهمی چی دارم میگم ؟
چرا ماتم گرفتی ؟!
×هیونگ اون جفتمه
^چییییی
مطمئنی؟؟
×اره مطمئنم
^حالا می خوای چیکار کنی؟
اصلا چطوری فهمیدی؟
×اوم توقع داری چیکار کنم؟ خوب معلومه میارمش خونه به بابام معرفیش میکنم .
از اونجا فهمیدم که گرگ الفام واسه مارک کردنش .
^اینم میدونی که یه لیتله ۵ سالش؟
اگه خانوادت قبول نکنن چی؟
×اره ولی اینم میدونم که خانوادم به جفت مقدر شده اعتقاد شدیدی دارن با یه ساحره که تایید کنه ما جفت هستیم کار تمومه و خانوادم قبول میکنن.
^امیدوارم همین که تو میگی باشه اما مگه تو نگفتی به جفتم روی خوش نشون نمیدم ‍؟
×پشیمون شدم هیونگ اون خودش به اندازه ی کافی سختی کشیده مخصوصاً از طرف پدرش.
…………………قمار خانه………………
ادامه دارد.............🌹🍷
ببخشید یکم کوتا شد پارت بعد طولانیه
دیدگاه ها (۷)

My Arirang Part ۲۰جیمین: عذر می‌خوام بد موقع اومدم ولی میشه ...

پارت دویه ساعت بعدجیمین: نامی چرا یونی نیومدنامی: نمی‌دونم و...

part 56یونگی که اولین بار بود میخواست اینکارو انجام بده یکم ...

زمرد های صورتی پارت ¹²دامیان اومد بالا و اونا رو تو اون وضعی...

سیلام خوشگلامممممممممممم🎀✨آماده این برای پارت جدید ؟؟؟؟؟💕🎀🎀🎀...

My lovely neighbor part : ۷۶

عشق منp59جیمین:نه ولی به اون مربوطهکوک:باشه دارم میام اونجا ...

My lovely neighbor part : 82

فروشنده عشقpart④①جیهوپ: نترس ما کارمونو بلدیما/ت: پدرتم کارش...

رمان هستی بان تاریکیپارت سیزده بعدش هر دو سکوت کردیم اون میر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط