فروشنده عشق

فروشنده عشق
part④①
جیهوپ: نترس ما کارمونو بلدیم
ا/ت: پدرتم کارشو بلد بود ولی تهش هم خودش مرد هم مادرتون
جیهوپ: 😔😔
ا/ت: اممم ببخشید منظورم اون نبود معذرت میخوام
جیهوپـ: نه مشکلی نیست ناراحت نباش
ا/ت: راستییی
جیهوپ: هوم؟
ا/ت: تو میخواستی یه چیزی بهم بگی گفتی درباره خودمونه
جیهوپ: اها اون
ا/ت: اوم خو بگو دیگه

ویو جیهوپ:

تا خواستم بگم یهو صدای جیغ یه دختر بلند شد
جیهوپ: ای بر خرمگس معرکه لعنت(زیر لب گف)
ا/ت: این صدای هِیونگ بود؟
جیهوپ: فکر کنم اره
ا/ت:(سریع بلند شد دوید سمت امارت)
 
ویو هانول:
تازه از حمام برگشته بودم داشتم لباسامو میپوشیدم که صدای جیغ یکی بلند شد یکم که دقت کردم فهمیدم صدای هِیونگه
زود لباسمو پوشیدمو دویدم سمت اتاقش همزمان با من ا/ت هم رسید درو باز کردیم پردیم تو اتاق که دیدم هِیونگ وسط اتاق ایستاده و دطتاش رو سرشه
هانول: هِیونگ خوبی چت شده چرا جیغ کشیدی؟
   ا/ت: هیونگ بگو دیگههه
هِیونگ:(پرید بغلشون) دختراااا😭
ا/ت: هِیونگ چیشده بگو دیگهههه
هِیونگـ: حافظم..... حافظم برگشتههه همه چی یادمههه😭(گریه از رو شادیه) 
ا/ت وهانول: چییییی؟ جدی میگیییی؟
(با داد این دوتا دیگه پسرا هم اومدن بالا)
هِیونگ: اهوم🥺
تهیونگ: چیشده چرا داد میکشیننن
هانول: هِیونگ همه چی یادشه🥰
جونگ کوک: جدیییییی(رفت سمت هیونگ) هیونگ راست میگه واقعا خوبی همه چی یادته؟
هِیونگ: اره حتی اینم یادمه که تو منو پرت کردی که این اتفاق برام افتاد
جونگ کوک: هِیونگ همه چیو واست توضیح میدم

شرایط پارت بعد👇🏻
لایک: 75
کامنت: 70
دیدگاه ها (۹۶)

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

ددی خون آشام من

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط